نسخه شماره 2524 - 1389/09/27 -


قاضي قلابي دستگير شد


آزادي موقت مردي که پسرش را به خاطر کشيدن سيگار کشت


دستگيري سارق مسلح توسط صاحب مغازه

نگاهي ديگر از منظر روانشناسي اجتماعي
آنچه در ميدان کاج تهران رخ داد...


اخبار کوتاه


 قاضي قلابي دستگير شد 

ماموران نيروي انتظامي خراسان رضوي، کلاهبردار حرفه اي را که با جعل عناوين قاضي دادگستري، وکيل، فوق ليسانس حقوق و نفوذ در دستگاه قضايي، اقدام به اخاذي و کلاهبرداري از مردم مي کرد، را در مشهد دستگير کردند.
به گزارش ايسنا، با وصول شکايت هاي متعدد مردمي به اداره مبارزه با جعل و کلاهبرداري پليس آگاهي خراسان رضوي مبني بر اينکه فردي با جعل عنوان قاضي، وکيل دادگستري، فوق ليسانس حقوق و با نفوذ در دستگاه قضايي قادر به حل مشکلات قضايي است، علاوه  براخذ مبالغ کلان، از استرداد مدارک آنان نيز خودداري کرده است.
با توجه به اهميت موضوع پرونده  ويژه اي، در پليس آگاهي استان تشکيل شد و کارآگاهان در ابتداي با توجه به اطلاعات شکات پرونده، به محل مخفيگاه متهم مراجعه کرده اما از آن جايي که متهم به اين محل تردد نمي کرد; ماموران تحقيقات محلي و نامحسوس خود را گسترش دادند.
در ادامه روند پرونده، ماموران عملياتي پليس آگاهي متوجه شدند متهم از يکي از اهالي محل سکونت خود نيز اقدام به کلاهبرداري کرده و مبالغي از وي اخاذي کرده است. با مراقبت و تحت نظر گرفتن نامحسوس آخرين شاکي به سرنخ هاي مهمي در اين رابطه رسيدند.
کارآگاهان با کنار هم قرار دادن سرنخ هاي بدست آمده، کلاهبردار حرفه اي را در اقدامي غافلگيرانه دستگير کردند.
به گزارش ايسنا، در بازرسي اوليه صورت گرفته از متهم، مشخص شد وي با جعل اين عناوين دو عدد مهر جعلي به عنوان رييس شعبه دادگاه و عضو شوراي حل اختلاف، مدارک جعلي مشاور حقوقي و فوق ليسانس حقوق جعلي و چندين جلد پرونده هاي دادگستري که وي خود را به عنوان قاضي پرونده ها معرفي کرده است و چندين جلد اوراق مربوط به شوراي حل اختلاف کشف و ضبط شد.


 آزادي موقت مردي که پسرش را به خاطر کشيدن سيگار کشت 

مردي که يک سال قبل پسرش را به علت سيگار کشيدن به قتل رسانده بود، تا زمان جلسه محاکمه با سپردن وثيقه آزاد خواهد شد.
به گزارش فارس عصر روز 2 دي سال گذشته ماموران کلانتري 144 جواديه تهرانپارس از طريق مرکز فوريت هاي پليسي 110 تهران از وقوع يک حادثه هولناک باخبر شدند.
ماموران با حضور در محل حادثه واقع در يکي از شهرک هاي حاشيه شرق تهران متوجه شدند يک مرد ميانسال، پسر 21 ساله خود را با شليک چندين گلوله به قتل رسانده  است.
متهم به نام داوود 45 ساله در محل حادثه توسط ماموران دستگير شد و به ارتکاب قتل پسرش اعتراف کرد.
داوود (متهم به قتل) در بازجويي مدعي شد از مدت ها پيش متوجه شده که فرزندش سيگار مي کشد و همين امر موجبات ناراحتي وي را فراهم کرده است.
داوود همچنين مدعي شد فرزندش با توجه به شغل وي از او درخواست داشته تا او را به سر يک کار ببرد و به او شغلي بدهد که او نيز از اين کار امتناع کرده  و بارها بر سر همين موضوع باهم اختلاف پيدا کرده بودند.
تحقيقات براي مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده و همچنين کشف انگيزه هاي احتمالي ديگري از سوي متهم براي ارتکاب چنين قتلي، آغاز شد.
بعد از گذشت يک سال از وقوع اين حادثه و تکميل تحقيقات پليس، بازپرس پرونده با درخواست متهم براي آزادي وي در قبال دريافت وثيقه موافقت کرد.
در صورتي که متهم موفق به توديع وثيقه موردنظر شود، تا زمان رسيدگي به پرونده در دادگاه کيفري آزاد خواهد شد.


 دستگيري سارق مسلح توسط صاحب مغازه  

سارق مسلحي که قصد سرقت مغازه اي را در ميدان حسن آباد تهران داشت توسط صاحب مغازه دستگير شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، ماموران کلانتري 129 جامي با کسب خبري مبني بر دستگيري يک سارق زورگير در ميدان حسنآباد بلافاصله به محل مذکور مراجعه کردند.
در اين راستا (ح- د) به عنوان شاکي با مراجعه به ماموران اظهار داشت: متهم دستگير شده به نام (ق-ر) با تهديد اسلحه از من خواست درب گاو صندوق مغازه ام را باز کنم.
وي ادامه داد : در اين حين من از غفلت متهم استفاده کرده و اسلحه وي را گرفتم، در اين خصوص متوجه شدم اسلحه وي قلابي مي باشد. شاکي ادامه داد: طي يک درگيري طولاني موفق شدم متهم را دستگير کنم.
متهم در بازجويي به عمل آمده صراحتا به جرم خود اقرار کرد و ضمن تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني به مراجع قضايي تحويل داده شد.


  نگاهي ديگر از منظر روانشناسي اجتماعي
 آنچه در ميدان کاج تهران رخ داد... 
نويسنده : لقمان رضايي

اين توصيف صحنه يک حادثه دلخراش است: جواني به قتل مي رسد که مي توانست زنده بماند، مردي ديوانه وار فرياد مي زند "خودم را ميکشم!" در چند قدمي اش مردي روي شکم به زمين افتاده و ناي ايستادن ندارد. زنان و مردان زيادي تماشاچي آنها هستند. جوان خون آلود شايد چند قدمي بيشتر با بيمارستان مدرس فاصله ندارد، اما مرد مهاجم چاقويي روي سينه اش گذاشته و تهديد مي کند اگر کسي بخواهد قرباني اش را جابه جا کند، خودش را خواهد کشت! مرد جوان التماس مي کند: "غلط کردم ديگه دخالت نمي  کنم اجازه بده من رو ببرن بيمارستان، ببخش منو!" مرد انگار ديوانه شده است به سمت پسر جوان حمله کرده و لگدي به سرش مي زند، همه ايستاده اند، فريادهاي زني شنيده مي شود که از مرد چاقو به دست مي خواهد دست از سر آن پسر بردارد، مرد فرياد مي زند: "همه زندگي ام رو از من گرفته، مي دونيد چه بلايي سرم آورده، بايد بميره!" انگار کسي دل و جراتي براي نجات جان جوان زخمي ندارد، او هنوز سرحال است و حرف مي زند، رو به تماشاچي ها کرده و التماس کنان مي گويد:
"تو رو خدا اورژانس رو خبر کنيد. من دارم مي ميرم."
از اورژانس خبري نيست، ثانيه ها تندتر از هميشه مي گذرند و مرد مهاجم که بنگاه مسکني در ميدان کاج دارد هنوز قدرت نمايي مي کند، همه اميدوارند پليس وارد ماجرا شده و امنيت را به همراه خود بياورد. اما پليس هم مي آيد و خود را در برابر تهديدات مرد بنگاهدار به خودکشي و التماس هاي مرد خون آلود براي نجات مي بيند.
صداي التماس هاي "محمدرضا" ضعيف تر شده است، انگار پذيرفته در برابر بي تفاوتي هاي اطرافش بايد مرگ را در آغوش بکشد.45 دقيقه مي گذرد و از جوان خون آ لود ديگر صدايي شنيده نمي شود. از ماموران يگان ويژه و حتي آمبولانس اورژانس نيز خبري نيست.  مرد بنگاهدار آرام تر مي شود. گويا "محمدرضا " جان سپرده است.
جملات بالا گزارشي بود که تيتر اول اخبار حوادث روزنامه ها و خبرگزاري ها را مدتي به خود جلب کرد. خبري جنجالي که اعتراضات و انتقادات بسياري را از ميان سطوح مختلف جامعه به سمت خود کشيد. اعتراض و انتقاد به حاضران و شاهدان حادثه خصوصا دو نفر مامور پليسي بود که مانند ديگران صرفا نظاره گري بيش نبودند. اين نوشتار به دنبال بازگويي انتقادآميز آنچه که در طول اين مدت از زمان وقوع اين حادثه در جاهاي مختلف نوشته، گفته و شنيده ايم نيست بلکه هدف آن تحليل وضعيتي است که از ديدگاه روانشناسي اجتماعي داراي اهميت بوده و قابل بررسي است.
گاها در زندگي روزانه هرشخصي بنا به تجربيات متفاوت و گوناگونش از محيط جغرافيايي و دوره تاريخي که در آن بوده شاهد عيني حوادث و اتفاقات گوناگون ناگواري بوده است. از فحاشي و هتاکي دونفر نسبت به يکديگر تا گلاويز شدن و درگيري فيزيکي ميان آن دو. اغلب اوقات عابران و ناظران اين درگيري ها به سراغشان مي روند و براي کم کردن تنش و حل مساله تلاش مي کنند. اما زماني که جدال بين آنها بالا مي گيرد و زد و خوردهاي شديد و خونين اتفاق مي افتد و دو طرف با به کارگرفتن ابزارهاي مختلف سعي بر ضربه زدن و ايجاد جراحت درديگري مي کنند از تعداد مداخله کنندگان کاسته شده و در اغلب موارد کسي براي حل تنش به آنها نزديک نمي شود. به عبارت ديگر حاضران در مواقع فوريتي و بحراني، هرچقدر شاهد حضور تعداد افراد بيشتري در محل حادثه باشند کمتر اراده به مداخله و کمک مي کنند. در چنين مواقعي افراد، بيشتر نقش تماشاگر را دارند. در تاريخ علم روانشناسي اجتماعي، به چنين واکنشي "اثر تماشاگري" اطلاق شده است.
در مارس 1984 خبر قتلي در کيوگاردن درنيويورک، تيتر اول صفحه حوادث نيويورک تايمز را به خود اختصاص داد و جامعه را حيرت زده کرد. اين در حالي بود که هيچ چيز به يادماندني در مورد مقتول، قاتل يا روش قتل وجود نداشت. خبر از اين قرار بود که کيتي جونوز، مدير جوان يک بار، درساعت 3 صبح وقتي که عازم منزلش بود به وسيله وينستون مازلي اوپراتور يک ماشين اداري که دختر را نمي شناخت و قبلا دوقتل ديگر را هم مرتکب شده بود به قتل رسيد. آنچه جنايت را به خبري بزرگ تبديل کرد اين بود که حمله به مدت نيم ساعت به طول انجاميده بود (مازلي ضربه اي به جونوز وارد کرده بود و بعد دوباره برگشته بود تا بار ديگر به او حمله کند) در تمام اين مدت او فرياد زده بود و تقاضاي کمک کرده بود و اين جريان به وسيله سي وهشت نفر از پنجره هاي آپارتمان هايشان ديده شده بود. حتي يک نفر هم تلاش نکرده بود که از او دفاع کند يا وقتي در حال خونريزي بر روي زمين افتاده بود به او کمک کرده يا حتي به پليس تلفن کند. (يکي از آنها بالاخره به پليس تلفن مي کند البته بعد از آنکه او مي ميرد)
نظريه پردازان جديد و ساير افراد وارد به امور، عدم فعاليت سي و هشت شاهد را مدرکي بر بيگانگي و فقدان انسانيت شهرنشينان مدرن و به خصوص نيويورکي ها تعبيرکردند. اما در اين ميان دو روانشناس اجتماعي جوان که در آن شهر زندگي مي کردند و هيچ کدام از بوميان نيويورک نبودند از چنين اتهامات بي قيدانه اي متاثرشدند.
جان دارلي که در دانشگاه نيويورک دستيار پروفسور بود و بيب لاتانه، مدرس دانشگاه کلمبيا، دريک ميهماني با هم ملاقات کردند و دريافتند که باهم اشتراک نظرهايي دارند. هردوي آنها که روانشناس اجتماعي بودند احساس کردند که براي عدم فعاليت آن شاهدها بايد توضيح بيشتري موجود باشد.
درآن زمان، روزنامه ها، تلويزيون و همه کس درباره اين موضوع بحث مي کردند که سي وهشت نفر شاهد انجام گرفتن جنايت بوده اند و هيچ کدام اقدامي نکرده اند. نقطه برجسته و حيرت آور اين حادثه، وجود سي و هشت نفر شاهد بود. همين نکته باعث ايجاد جرقه اي در ذهن دو روانشناس شد. شايد همين حقيقت که آنها سي و هشت نفر بودند باعث عدم فعاليت شده بود. شايد هريک از آن سي و هشت نفر مي دانست که عده زيادي از مردم در حال مشاهده کردن هستند و همين دليل اقدام نکردن آنها بوده است.
آنها طرحي آزمايشي ريختند تا فرضيه شان را به آزمايش بگذارند. آنها براي آزمايش خود هفتاد و دو نفر از دانشجويان روانشناسي دانشگاه نيويورک را انتخاب کردند و در ابتدا به آنها گفتند که قرار است در يکي از آزمايش هاي دروس دانشگاهيشان شرکت کنند و از ماهيت موضوع مورد نظرشان چيزي به آنها نگفتند. دارلي و لاتانه به هرشرکت کننده اي که از راه مي رسيد مي گفتند که اين آزمايش به بحث درباره مشکلات شخصي دانشجويان محلي دانشگاه مربوط مي شود. قرار بود جلسات در گروه هاي دونفره، سه نفره و شش نفره برگزار شود. براي به حداقل رساندن شرمندگي حين مطرح کردن مسايل خصوصي دراتاقک هاي جداگانه اي جاي مي گرفتند و از طريق يک سيستم صوتي با صحبت کردن به نوبت و در ترتيب تنظيم يافته اي ارتباط برقرار مي کردند. صداي اول صداي ضبط شده يک دانشجوي مذکر بود که از مشکلاتش در وفق دادن خود با زندگي در نيويورک و با تحصيلاتش صحبت مي کرد و درددل کنان مي گفت که تحت فشار رواني دچار حملات غش مي شود. صدا از آن ريچارد نيسبت بود که در آن هنگام فارغ التحصيل دوره ليسانس دانشگاه کلمبيا بود و امروزه استاد دانشگاه ميشيگان است و او در چنين تلاش هايي ثابت کرده که بهترين هنرپيشه است. بار دومي که نوبت صحبت کردن به او رسيد صدايش مغشوش و بي ربط مي نمود. من و من مي کرد و نفس نفس مي زد و مي گفت " يکي از آن چيزها دارد اتفاق مي افتد" صداي خفه شدن در مي آورد و با التماس درخواست کمک مي کرد. با نفس بند آمده مي گفت "دارم مي ميرم ... ا ا کمک اا گرفت" و بعد از چند لحظه اي صدا ساکت مي شد.
از ميان شرکت کنندگاني که فکر مي کردند آنها و شخص مصروع تنها کساني هستندکه با هم صحبت مي کنند، 85 درصد از اتاقک بيرون جستند تا حتي قبل از ساکت شدن او گزارش حادثه را بدهند. از ميان کساني که فکر مي کردند چهار نفر ديگر هم همزمان صدا را مي شنوند فقط 31 درصد اين کار را کردند. بعدها وقتي از دانشجويان پرسيدند که آيا حضور ديگران بر واکنش آنها اثر گذاشته، آنها گفتند نه. آنها از تاثيرگذاري عميق آن بر خودشان واقعا بي خبر بودند.
حالا دارلي و لاتانه توضيح اجتماعي، روانشناختي متقاعد کننده اي براي پديده کيوگاردن داشتند که آن را" ممنوعيت اجتماعي دخالت تماشاگر در موارد با فوريت" يا به کلامي ساده تر " اثر تماشاگري" ناميدند. همانطور که فرض کرده بودند حضورداشتن ساير گواهان در واقعه فوريت دار بود که حالت انفعالي را در تماشاگر ايجاد کرده بود. آنها گفتند که توضيح اثر تماشاگري ممکن است درپاسخ تماشاگر به ساير مشاهده گران باشد تا در نقصان هاي فرض شده شخصيتي بدون علاقه مندي افراد.
آنها بعدها اظهار نظر کردند که سه جريان در زيربناي ساختاري اثر تماشاگري وجود دارد:
اول اينکه ترديد در اقدام در مقابل ديگران تا شخص بداند کمک کردن يا انجام دادن عملي ديگر مناسب است. دوم، اين احساس که غيرفعالان ديگر وضعيت را درک مي کنند و لازم نيست کاري انجام شود و سوم و مهمتر ازهمه "توزيع مسووليت" يعني اين احساس که ديگران به فوريت واقف هستند و درنتيجه تعهد فرد به اقدام کردن کاهش يافته است. تعدادي آزمايش بعدي به وسيله لاتانه و دارلي و ساير محققان تاييد کرد با عطف به اينکه تماشاگران مي توانند تماشاگران ديگر را ببينند و مورد توجه آنها قرار گيرند يا فقط بدانند که ديگراني وجود دارند يکي از اين جريانات فعال مي شود.
آزمايش دارلي و لاتانه توجه گسترده اي را برانگيخت و جوانه هاي بسياري توليد کرد. در طي دوازده سال بعد، پنجاه و شش کار مطالعاتي درسي آزمايشگاهي انجام گرفت و فوريت هاي مشخصي را در برابر تقريبا شش هزار آزمايش شونده ارايه دادند که اينها يا تنها بودند  يا چند نفر يا تعداد زيادي را تشکيل مي دادند. در چهل و هشت مورد از پنجاه و شش کار مطالعاتي، اثر تماشاگري به وضوح ديده شد. اثر تماشاگري، يکي از سامان گرفته ترين فرضيه هاي روانشناسي اجتماعي است و چون تا به اين حد کامل تثبيت شده است و آثار اين همه شرايط به طور جداگانه سنجيده شده است درسال هاي اخير تحقيقات بيشتري در مورد آن انجام نگرفته و يک پرونده بسته شده به حساب مي آيد.


 اخبار کوتاه 

راهنمايي شاکي سارقان زورگير را به دام انداخت

ماموران کلانتري 103 گاندي تهران طي چند روز گذشته با راهنمايي شاکي سارقان زور گير شناسايي و دستگير شدند.  به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، شخصي به نام (آ-د) با مراجعه به ماموران کلانتري 103 گاندي اظهار داشت: دو نفر در پارک طالقاني با تهديد چاقو کيف مرا به سرقت برده و متواري شدند.  با راهنمايي شاکي و چهره نگاري از متهمان سارقان به نام هاي (س د) و (ب  ر) شناسايي و دستگير شدند.  شايان ذکر است،در بازرسي از متهمان يک قبضه چاقو و سه دستگاه تلفن همراه کشف و ضبط شد.  گفتني است، متهمان ضمن تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني به مراجع ذي صلاح تحويل داده شد.

سارق يک ميليوني موسسه زبان دستگير شد

ماموران يگان امداد پايتخت 20 آذرماه سال جاري فردي را که از يک موسسه زبان در نزديکي پل پارک وي تهران بيش از يک ميليون تومان به سرقت برده بود، شناسايي و دستگير کردند.  به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، ماموران يگان امداد تهران بزرگ 20 آذرماه سال جاري حين گشت زني در اتوبان چمران، پل پارک وي، ضمن مشکوک شدن به فردي که در حال بالا رفتن از ديوار يک موسسه زبان بود، وي را دستگير کردند.  متهم در بازجويي هاي به عمل آمده صراحتا به جرم خود مبني بر سرقت از آموزشگاه زبان مذکور اعتراف کرد.  متهم در ادامه اقرار کرد: طي شش ماهه گذشته نيز مقدار يک ميليون و 500 هزار تومان از موسسه مذکور به سرقت کرده است.  شايان ذکر است، متهم ضمن تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني به مقامات ذي صلاح تحويل داده شد.

دستگيري يک زورگير سابقه دار در مولوي

ماموران يگان امداد تهران بزرگ طي چند روز گذشته با توقيف يک خودرو موفق به دستگيري يک زورگير سابقه دار در خيابان مولوي شدند.  به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، ماموران يگان امداد پايتخت طي چند روز گذشته حين گشت زني در خيابان مولوي تهران به يک دستگاه خودرو پرايد با دو سرنشين که پلاک آن مخدوش بود، مشکوک شدند.  راننده خودرو پس از ديدن پليس اقدام به فرار کرد که سرانجام طي يک تعقيب و گريز طولاني خودرو مذکور متوقف و متهم به نام (ر  د) در اين خصوص دستگير شد.  شايان ذکر است، تلاش براي دستگيري همدست متهم ادامه دارد. در استعلام به عمل آمده، مشخص شد خودرو مذکور سابقه زورگيري داشته است.  گفتني است، متهم ضمن تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني به مراجع قضايي تحويل داده شد.

دستگيري توزيع کنندگان مواد مخدر در پايتخت

ماموران مبارزه با مواد مخدر پايتخت چهار نفر را که در خيابان آيت اله کاشاني تهران در امر خريد و فروش مواد مخدر فعاليت داشتند، شناسايي و دستگير کردند.  به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، ماموران مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ با کسب خبري مبني بر خريد و فروش مواد مخدر در خيابان آيت اله کاشاني بلافاصله وارد عمل شدند.  پليس پس از اطمينان از صحت خبر، طي يک عمليات ضربتي در محجل مذکور چهار نفر به نام هاي (م د) ، (رح) ، (ن ي) و (و ي) را که در امر تهيه و توزيع مواد مخدر فعاليت داشتند، شناسايي و دستگير کردند.  شايان ذکر است،در بازرسي از متهمان مقاديري مواد مخدر از نوع ترياک کشف و ضبط شد.  دستگير شدگان ضمن تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني به مراجع قضايي تحويل داده شدند.

دستگيري 6 فروشنده مواد مخدر در پارک طالقاني

ماموران کلانتري 103 گاندي تهران روز گذشته 6 نفر از فروشندگان مواد مخدر را در پارک طالقاني شناسايي و دستگير کردند. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، ماموران کلانتري 103 گاندي تهران در پي کسب خبري مبني بر تجمع تعدادي از فروشندگان مواد مخدر در پارک طالقاني در روز گذشته بلافاصله به محل مورد نظر مراجعه کردند.  در اين راستا 6 نفر به نام هاي (س د)، (م ر)، (ت ن)، (ح ف)، (ک ب)، (ي س) طي يک عمليات ضربتي شناسايي و دستگير شدند.  در بازرسي بدني از متهمان چند بسته شيشه ، کراک ، دو عدد پايپ و يک دستگاه ترازوي ديجيتالي کشف و ضبط شد. گفتني است، متهمان ضمن تشکيل پرونده جهت سير مراحل قانوني به مراجع قضايي تحويل داده شدند.