نسخه شماره 2494 - 1389/08/15 -


نسل سازنده امروز وامدار ارزشهاي سيزده آبان


 نسل سازنده امروز وامدار ارزشهاي سيزده آبان 
نويسنده : ميرزا بابا مطهري نژاد

تاريخ، حوادث و جريان هايي است که در گذشته انسان ها بوقوع پيوسته است يا روزي است که از گذشته هاي دور تا به زمان حال و تاثير آينده  در باور ما سازماندهي مي شود و تاريخ هميشه گزيده انسانها بوده است. در ميان هزاران واقعه اي که در گوشه و کنار دنيا اتفاق مي افتد تنها وقايعي تاريخي مي شوند که جريان ساز بوده يا پديده  نو و دگرگون کننده اي به وجود آورده باشند. تقريبا همه معتقدند که تاريخ جرياني پيوسته است و مي گويند نبايد تنها به تاريخ يک يا دو کشور قناعت کرد، بلکه بايد تاريخ تمامي کشورها را مورد مطالعه قرار داد تا جريان کلي از آن بيرون آيد. اگر تاريخ کشورها را مي خوانيم و خسته مي شويم،  به خاطر اين است که اين پيوستگي را در اتفاقات آن نمي بينيم. تاريخ يک سري عدد خشک و بي روح نيست که در فلان سال چنين شد و چنان شد  و چنان رفت؟ گمان مي کنم از حوادث برگزيده جوامع گوناگون بايد برداشت ها کرد و يک خط سير منطقي و اساسي از آن بيرون کشيد تا آنگاه بفهميم حقيقت تاريخ چه بوده است؟
آيا تاريخ يک مشت دروغي است که صاحبان قدرت براي جلوه دادن قدرت مافوق بشري خود جعل مي کنند و به کتب نويس تاريخ مي گويند بنويس؟چنين است و چنين نيست ! چنين است که تاريخ هميشه دست زورمداران بوده است و چنين نيست از آن رو که اين قهرمانان واقعي تاريخي اند که به  جريانات هويت مي دهند. به هرحال با فنون مختلف و علمي مي توان در يافت که تاريخ يک سلسله بافتني هاي صرف نيست. تاريخ واقعيت هايي است که از دل هزاران حادثه کم و بيش پر اهميت ريخته در اوراق زمان گذشته است. هر ملتي از اين دست وقايع بسيار داشته است و کشور عزيز ما هم همچون جرياني متصل از گذشته هاي دور وقايعي را در خود ديده است که تاريخ ساز شده اند. سيزده آبان  سال 58 از آن جمله است که انقلاب دوم ناميده شد و جرياني که به رسواسازي استکبار منجر شد. اين جريان متصل هميشه در تاريخ بوده است که زور مندان با انواع تکنولوژي هاي موجود در صدد سلطه بر ديگر سرزمينها هستند. در اشغال لانه جاسوسي آمريکا، فساد اين ابزار دست ساز انسانها خودي نشان دادند و تکنولوژي ارتباطي حداکثر اطلاعات را در حد اقل زمان به فراسوي مرزهاي ايران تازه انقلاب کرده مي کشاندند تا آنها زمينه اي براي تحليل چگونگي سلطه بيشتر شوند، اما جواناني که فرزند حوادث بزرگ تاريخي اند، با اراده انساني خود و با اتکا به يزدان ياري رسان بر قوي ترين تکنولوژي جهان پيروزي يافتند و بار ديگر به اثبات رسيد که تاريخ تنها سلطه زورمندان و زورمداران نيست و اين انسان هاي تاريخ ساز هستند که مي توانند هستي تاريخي و تاريخ هستي را رقم بزنند.
اکنون نوبت آن است که شناخت خود را در اين جريان تاريخي بيازمائيم و بدانيم نسل تاريخي امروز در کجاي تاريخ انقلاب واقع شده است؟ اصلا نسل امروز، نسل دوم انقلاب را که اين حرکت عظيم يعني اشغال سفارت آمريکا را با سازماندهي حرکت هاي خود جوش مردمي به عنوان پشتوانه با قدرت پيش برد که متاسفانه زماني که لازم بود در يک سيستم فکري، سياسي انسجام يابد و تبديل به يک نظام شود، دشمن جنگ را بر ملت ايران تحميل کرد و توان سازماندهي را تحليل   برد، مي شناسند؟  آيا مي دانند نسل دوم جرياني بود که از نسل اول شکل مي گرفت و مي رفت تا در نسل سوم تداوم يابد؟آيا مي دانند اين نسل عصاره اي از تجربيات  نظري و عملي عرصه انقلاب که تا مرحله انتقال اين تجربيات به نسل سوم از همه چيز خود گذشت و دوستان و همراهان فراواني را در جنگ تحميلي از دست داد و بسياري از همراهان اين نسل از پشت ميزهاي دانشگاه به جبهه ها شتافتند و فرماندهان بزرگ و فاتح جنگ شدند؟آيا نسل سوم که بايد امانتدار همه وقايع گذشته باشند در جريان راهپيمايي روز سيزده آبان از خود پرسيدند حماسه سازان اين تاريخ کجا هستند؟
فراموشي اين واقعيات است که متاسفانه دو صدا در داخل و خارج، يکي اين رويداد را متهم به برنامه ريزي براي شکست دولت موقت مي کند و يکي هم که فرار را برقرار ترجيح داد (بني صدر)  بي شرمانه اين حادثه را نتيجه همسويي با کسينجر و اشرف پهلوي مي شمرد. وقتي نسل سوم تاريخ را نداند و تاريخ را نخواند و تحليل نکند نمي تواند امانتدار نسل دوم باشد. نسل دومي که حلقه مياني نبردهاي جانانه گذشته  و مبارزات سخت پيش روي آينده است.
در مراسم راهپيمايي سيزده آبان شهرستان زادگاهم شاهد بودم که  مديريت و هدايت راهپيمايي در دست نسل سوم بود و هيچ نقشي براي نسل دوم نديده بودند و اصلا حادثه 13 آبان 58 در حاشيه و فقط به شعارهاي مبارزه با استکبار متکي بودند، که البته بايد هم مي بودند، اما با توجه به پيشينه اين نام گذاري و آگاهي از تاريخ، اگر نسل دوم و خلق کننده اين نوع حوادث تاريخ ساز مورد توجه قرار نگيرند اين پيوند تاريخي منفصل خواهد شد و  اين انفصال به ساير رويدادهاي  تاريخ ساز انقلاب مثل جنگ تسري خواهد يافت و هويت انقلاب اسلامي در خطر خواهد افتاد. نسل سوم با هر اسم ورسمي  مسووليت سنگيني بر دوش دارد، او در واقع بدون حضور عيني ابتدا بايد واقعيات را لمس و درک کند  و بداند که بدون درک واقعيات گذشته که همراه با بار ارزشي گرانپايه اي بوده است امانتداري  دشوار خواهد بود. سلامت و تضمين حرکت آينده نسل سوم وابسته به درک اين حقيقت است.