نسخه شماره 2399 - 1389/04/21 -

نگاهي به تبيين مساله حجاب به جوانان در روز عفاف و حجاب
صدف هاي شکسته مرواريد هاي هراسان


 نگاهي به تبيين مساله حجاب به جوانان در روز عفاف و حجاب
 صدف هاي شکسته مرواريد هاي هراسان 
نويسنده : مرجان حاجي حسني

فصل تابستان که شروع مي شود، تذکرهاي آزاردهنده پدر هم شروع مي شود:
روسريتو بکش جلو، اين چه وضع بيرون رفتنه، اين چه کفشيه خريدي؟ همه انگشتات که بيرونه، دفعه آخرت باشد اين مانتو رو مي پوشي، اگه گشت ارشاد بگيرتت، تو ديگه دختر من نيستي!
و از آن طرف پشت چشم نازک  کردنهاي مادر که تو خيابون نخند، با فلا ن دوستت قطع رابطه کن، درست راه برو، آرايش نکن، از دختر فلا ني ياد بگير، و حرف هاي تکراري که با گرم شدن هوا ، بحثش درخانه آنها هم داغ مي شود.
انگار فصل تابستان، فصل  گيردادن پدر و مادر به اوست، حالا  که امتحاناتش به پايان رسيده و مي تواند با خيال راحت از تعطيلا تش لذت ببرد، غر زدن هاي پدر و مادر سور او را کور مي کند و روزهايش را پر تشويش.
دلش براي مانتوي بنفشي که چند روز پيش خريده بود تنگ شده. دوستانش گفته بودند که بنفش و عسلي رنگ سال هستند. اما افسوس که پدر مدل مانتو را نپسنديده و تنگي مانتو را بهانه کرده و حتي يکبار هم نگذاشته که او مانتوي دوست داشتني اش را بپوشد.
کاش قضيه به همين جا ختم مي شد.
صندل هاي صورتي اش که داخل جا کفشي  به او چشمک مي زند هم خط قرمز ديگري بود که پدر برايش ايجاد کرده بود.
وقتي به حرف پدر فکر مي کرد لجش بيشتر در مي آمد «مگر کفش هاي کتاني ات چه عيبي دارند که مي خواهي اين کفش هاي جلف را بپوشي» و بعد پدر با يادآوري خاطره کودکي خودش که پايش را هم جلوي پدرش دراز نمي کرده او را متهم به بي ادبي کرده بود.
با تمام اين حرف ها او درگوشه اتاق نشسته بود و با خود فکر مي کرد که چرا بچه هاي مدرسه اينقدر راحت هستند و او ناچار است به خواست پدر و مادر روسري اش را تابالا ي ابروهايش جلو بکشد؟!
او هم دلش مي خواست مثل بقيه هم سن و سالهايش روسري هاي رنگي سرکند و موهايش را از روسري بيرون بگذارد.
حتي دلش مي خواست مثل دوستانش صندل صورتي بپوشد و لاک صورتي به ناخن هاي پايش بزند تا مورد تحسين دوستانش واقع شود.
اما اگر مادر او را با اين وضع مي ديد معلوم نبود چه سرنوشتي در انتظارش است.
با خودش فکر مي کرد اگر يک روز دور از چشم مادر با دوستانش بيرون برود، حتما براي اين که جلوي آنها کم نياورد يک شال آبي فيروزه اي سرخواهد کرد و به دوستانش فخر خواهد فروخت که او هم مي تواند رنگ شالش را با بند ساعتش ست کند.
چقدر اين فکر برايش خوشايند بود.
با خودش تصور مي کرد; چقدر رنگ فيروزه اي به من ميآيد! و بعد از اين فکرها قند در دلش آب مي شد.
اگر پدر و مادر بگذارند که من آنطور که دلم مي خواهد لباس بپوشم، چقدر دنيا زيباتر خواهد شد.
مادر اما، هيچگاه برايش توضيح نمي داد که علت سخت گيري هايش چيست و چرا بايد او اينقدر محدود باشد، اما برادرش آزادانه با هر لباسي که دوست دارد بيرون برود. بعضي  وقت هابا خودش مي گفت: اي کاش من پسر بودم. آن وقت مادر تا اين حد محدودم نمي کرد و مرا مجبور نمي کرد طوري لباس بپوشم که خودش دوست دارد و من هم پيش هم کلاسي هايم اينقدر احساس حقارت نمي کردم.
ياد حرف دوستش ناديا افتاد که هميشه مي گفت: «تو مثل امل ها مي گردي چرا به سر و وضعت نمي رسي؟» حرف هاي هم کلا سي ها و دوستانش از يک طرف و محدوديت هاي مادر از سوي ديگر و آنچه در اطرافش مي ديد; تضادي در ذهنش ايجاد کرده بود که قادر نبود آن را با هيچ پاسخي حل کند.
نمي دانست فلسفه نوع پوشش چيست. فقط اين را مي دانست  که هيچ کس نمي تواند کمکي به او بکند. نه مادر که فقط با منطق زور بااو رفتار مي کرد، نه پدر که هيچ وقت سليقه او را نمي پسنديد و نه دوستانش که دايم او را به خاطر نوع پوشش اش مواخذه مي کردند.
نمي دانست راه درست کدام است; آنکه مادر مي گويد يا آن راهي که هم سن و سالا نش برگزيده اند؟!
***
حرف هاي اخير آقاي احمدي نژاد در خصوص مساله حجاب و اظهار نظر وي در مورد نحوه نادرست برخورد با مساله بد حجابي در جامعه، اين روزها تيتر بسياري از روزنامه ها و خبرگزاري هاست.
اما آنچه ذهن ها را مشغول مي کند، اين است که اگر مساله حجاب براي افراد جامعه تبيين شود و همه افرد با شناخت و آگاهي کامل، نوع پوشش خود را انتخاب کنند; ديگر نيازي به مبارزه نخواهد بود.
همچنين کلمه «مبارزه» کلمه مناسبي براي برخورد با بدحجابي نيست و مي توان از واژه هايي همچون دعوت به پوشش بهتر به جاي مبارزه، استفاده کرد که در آن صورت وجهه اجباري قضيه از بين مي رود و اين پديده وجهه اي دوستانه به خود مي گيرد.
چرا که به اعتقاد روانشناسان «انسان به ورود ممنوع حريص است» و چنانچه براي برقراري يک ارزش در جامعه آن را با اجبار جا بيندازيم نتيجه اي کوتاه و غيرقابل قبول خواهد  داشت و چه بهتر که با آموزش هاي لا زم و با بالا  بردن آگاهي مردم از پديده حجاب آنها را به پيروي آگاهانه و اختيارانه مساله حجاب سوق  دهيم.
پيدايش پوشش از آغاز در جهت حفظ موجوديت انسان در برابر گزند آسيب هاي مختلفي، مانند سرما و گرما و غيره بود.
به مرور زمان با رشد فکر و شعور انساني (تکامل بشر) با توجه به ويژگي ها و شرايط زيستي منحصر به هر منطقه نحوه و نوع  پوشش انسان ها از يکديگر متفاوت شد.
اديان مختلف به طرق گوناگون به ضرورت پوشش زن و مرد به جهت حفظ ماهيت انسان تاکيد کردند.
اسلا م به عنوان کامل ترين و آخرين دين الهي بر نوع، نحوه پوشش و ضرورت حجاب به صورت مشترک براي زن و مرد به منظور حفظ کرامت انساني تاکيد کرده و حجاب را مساوي با حفظ و شرف و آبروي انسان دانسته است.
از اين منظر حجاب براي زن عاملي در جهت حفاظت و سيانت از گوهر دروني او معرفي شده و همين امر سبب شد تا دخت گرامي پيامبر اکرم (ص)  از مهمان نابيناي پدر رو بپوشاند.
به عقيده برخي کارشناسان علي رغم نقش مهم و تاثيرگذار ايران در آگاهي و آشنايي ديگر کشورهاي منطقه و جهان با دين مبين اسلا م و افزايش روند گرايش به اسلا م در بين مردم جهان، در مواردي شاهد زننده ترين و زشت ترين پوشش ها براي يک دختر و حتي يک پسر مسلمان هستيم.
دختران با شلوارهاي کوتاه و کفش هاي زينتي تابستاني که اغلب بدون جوراب و براي به نمايش گذاشتن پاها استفاده مي شوند و شال هايي که علي رغم بلنداي طولي شان براي پوشانيدن موها مکفي نيست; با موهايي که به سبک عجيب و غريب آرايش شده و پسرها نيز با لباس هاي تنگ و شلوارهايي که علي رغم  وجود کمربند، نيمه آويزان است، تي شرت ها و پيراهن هايي که زنجيرهاي نقره اي ضخيم و گردبندهاي صليب شکل از يقه باز آنها جلب توجه مي کند و البته با موهايي که معلوم نيست به چه طريقي آن را سيخ سيخي کرده اند از کنارم مي گذرند، اما هيچ يک از آنها حاضر به گفت و گو درباره نحوه پوشش و آرايششان نيستند.
سر انجام يک دختر جوان که نمي خواهد نامش ذکر شود با شرط و شروط فراوان حاضر به گفت و گو مي شود  و مي گويد: در دوران تحصيل تنها تاکيد مديران و مربيان پوشاندن موها وبلند نکردن ناخن ها بود اما به اعتقاد من انجام هر عملي از سوي انسان منوط به توجيه اوست. حال آن که هيچ وقت مديران و معلمان در زمينه حجاب مرا قانع نکردند و فقط با ترس از کم شدن نمره انضباط مرا وادار به رعايت قوانين مدرسه که يکي از آنها حجاب بود، کردند.
به اعتقاد کارشناسان امور فرهنگي استفاده از ترفندهاي تبليغاتي و نفوذ به دين و ايمان جوانان از طريق ابزاري مانند اينترنت و ماهواره  راهي است که غربيها در پيش گرفتن آن باعث از خود بيگانگي فرهنگي جوانان شده اند. حال آن که ما از چنين ابزاري استفاده نمي کنيم و مي خواهيم با زور  و تهديد جوانانمان را به اصل خودشان باز گردانيم، سالهاست که از راديو و تلويزيون مي شنويم که نبايد جوانان ما از الگوهاي غربي پيروي کنند اما هيچ گاه الگوي مناسبي را به آنها ارائه نمي دهيم که جايگزين الگوهاي غربي باشد.
 اين درحاليست که با نگاهي به زندگي ايرانيان باستان به ما مي گويد که اجداد ما حتي قبل از اسلا م نيز پوشش مناسب و شايسته داشته اند و در آن روزگار ساير کشورها الگوي پوششي را از ايران به کشور خود مي بردند. يعني در واقع ما آن زمان الگو بوده ايم نه الگوبردار!
همچنين يک دانشجوي شيمي در رابطه با علت ظاهر شدن برخي جوانان با اين شکل و شمايل گفت: انسان طبيعتا دوست دارد نسبت به همنوعانش برتر باشد اما برخي اشخاص چيزي براي ارائه به جامعه ندارند به همين دليل سعي مي کنند از راه ديگري وارد شوند. او معتقد است هميشه جوانان به تنهايي مقصر نيستند و شايد بيکاري و مشکلا ت ادامه تحصيل از جمله دلا يلي باشد که ذهن جوانان را به بيراهه کشانيده است.
والدين نيز به عنوان راهنماي جوانان نقش عمده اي در بروز چنين رفتارهايي دارند. نا آگاهي جوانان و به خصوص دختران از ارزش مقداري وجودشان و در پي آن سهل انگاري والدين در اين رابطه نقش فراواني دارد.
همه مي دانيم که ذات همه جوانان پاک است و در اين بين برخي براي سودجويي ديگر جوانان را به وادي تباهي مي کشانند و اين يعني انحراف جامعه از مسير پيشرفت و تعالي!
روانشناسان معتقدند که در راستاي هدايت جوانان اقدام مفيدي از سوي مسوولا ن و والدين صورت نمي گيرد در حالي که از آنان توقع رفتار اجتماعي مطابق ميل خود داريم.
با توجه به خيل انبوه مانتوها و پوشش هاي موجود در بازار از جوانان مي خواهيم با ظاهري مناسب در جامعه ظاهر شوند حال آن که گزينه مورد نظرمان را در اختيار آنان قرار نداده ايم.
آموزش و توجيه دختران و پسران در اين زمينه که پوشش و رفتار اجتماعي صحيح موجب حفظ امنيت خودشان در سطح جامعه مي شود تاکنون به روش درست و مکفي وجود نداشته است.
روانشناسان معتقدند: تخيل انسان درگير آن زيبايي است که در دسترس او قرار نگرفته باشد و وصال هر چيز از زيبايي آن مي کاهد.
پوشش زن موجب درگيري پيوسته تخيل مرد مي شود و در اين صورت زن همواره براي مرد جذاب و موجب پيگيري او براي ايجاد پيوندي استوار به نام خانواده مي شود.
پوشش براي زنان شرقي جذابيت مي آورد اما طي چند سال اخير به تدريج با تلاشي که زنان شرقي براي برابري با زنان غربي از خود نشان دادند از پوشش آنان کاسته لذا جاذبه آنان نيز رو به افول رفته است.
امروزه شاهد بروز خلا» عشق در اروپا و آمريکا هستيم که اولين قرباني آزادي و بي بند و باري است.
در جهان امروز هرگز عشق هاي شرقي از قبيل ليلي و مجنون، خسرو و شيرين رشد نخواهد کرد زيرا از اين داستان ها مي توان به راحتي دريافت که زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترس آسان مرد تا کجا پايه خود را بالا برده است.
«ويل دورانت» مي گويد که زنان دريافته اند دست و دلبازي مايه طعن و تحقير آنان است و مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بي آنکه بداند، حس مي کند که اين خودداري ظريفانه از يک لطف و عالي خبر مي دهد.
مردان هميشه عزت و استغنا و بي اعتنايي زن را نسبت به خود ستوده اند.
به طور کلي ميان دسترسي آسان و فراق از يک سو و عشق و سوز گران بهايي از سوي ديگر رابطه اي مستقيم وجود دارد.
همچنين برتراندراسل مي گويد: «از منظر هنر مايه تاسف است که به آساني بتوان به زنان دست يافت و بهتر آن است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غيرممکن گردد.» بنابراين بايد گفت: زيبايي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل به اقناع و ارضا، ضعيف و با منع و جلوگيري قوي مي گردد.
به گفته کارشناسان اجتماعي، حجاب در ايران اسلامي جزو مقولاتي است که به رغم تاکيد بسيار بر آن، فلسفه وجودي آن به خوبي براي استفاده کنندگان آن تشريح نشده است و به همين دليل نمي توان توقع زيادي از جوانان به ويژه زنان براي رعايت صحيح آن داشت.
تا زماني که ارزش هاي اعتقادي و آموزه هاي ديني در خانواده دروني نشود وسياست هاي اجتماعي منطبق بر ارزش هاي اسلامي به شکل روشن و مشخص تدوين نشود، برخورد آمرانه و قهري با پديده هاي اجتماعي نتيجه اي در بر نخواهد داشت و ايجاد احساس حقارت در جوانان سد اعتماد آنان را فرو مي ريزد.
بايد به نسل جوانان هويت ببخشيم و خودباوري و مثبت نگري را در آنان تقويت  کنيم و آنان را از دريچه مثبت ارزيابي و قضاوت کنيم.
اعتقاد و عملکرد ما اگر مبتني بر آگاهي و معرفت نباشد قابل تحمل و توجه نيست و بسيار زود منجر به عصيان مي شود.
براي پاکسازي اجتماع از آسيب هاي اجتماعي بايد هر کدام از ما تغييرات را از درون خانواده خود آغاز کنيم زيرا آمرين به معروف و ناهيان از منکر بايد با آموزش افراد خانواده خود، فرآيند خودسازي را آغاز کنند و بايد دانست که حذف صورت مساله کمکي به حل اين مشکل نمي کند.
نبايد به شکلي وانمود کنيم که تنها معضل فرهنگي جامعه «بدحجابي زنان» است.
جريمه نقدي براي کنترل بدحجابي فقط توهين صرف به جامعه زنان است و براي گسترش مظاهر اخلاق و ايمان و رعايت حد و حدود شرعي، مساله بايد کلان تر و اساسي تر مورد ارزيابي قرار گرفته و راه حل هاي کاربردي از سطح به عمق موضوع بپردازد.
نتايج بسياري از پژوهش ها و نظرسنجي ها نشان مي دهد که اکثريت قريب به اتفاق زنان ما به رعايت حجاب اسلامي اعتقاد قلبي دارند و علت عدم رعايت حجاب در مواردي سهل انگاري، عدم اطلاع، عدم توجه و گاهي اوقات ميل به تنوع طلبي است.
در قرآن به طور صريح به حجاب اشاره شده است و هيچ کدام از فقها در مورد اين مقوله که زنان بايد جاذبه ها و زيبايي هاي ظاهري خود را بپوشانند اختلاف نظري ندارند.
جوانان و نوجوانان عاشق رنگ هاي شاد و تنوع در پوشش هستند که از يک سو بايد اين حس طبيعي آنها اقناع شود و از سوي ديگر فرهنگ پوشش و فلسفه حجاب نيز براي آنها نهادينه شود.
دختراني که قرار است با آنها برخورد قهري و جبري شود فرزندان همين مملکت هستند و نبايد صلا حيت، صيانت و اعتقاد آنان به راحتي ناديده گرفته شود.
نتايج نظرسنجي ها نشان داده است جوانان نسل سوم در ايران کماکان به اعتقادات مذهبي بسيار پايبندند و هيچ افتي در اعتقادات آنان ايجاد نشده است.
جوانان ما به رغم ايمان راسخي که دارند تحت تاثير مد و توليد پوشاک و نيز تبليغات تلويزيون و ماهواره و به اقتضاي سن خود به دنبال تنوع و تکثر هستند و اين امر يک مساله بسيار بديهي و طبيعي است.
نسل جوان ما داراي عقبه فرهنگي بسيار مستحکمي است و مقابله جبري با آن منجر به ايجاد تعارض و رودررويي آنان با جامعه خواهد شد.
به جاي تحريک احساسات جوانان بايد اطلاعات فرهنگي لازم را در اختيارشان قرار داد.
آيا امنيت اخلاقي جامعه در آن حد تامين وتضمين شده است که فضا براي زناني که پوشش کامل اسلامي دارند مهيا باشد؟
به جاي اينکه يک چهره امنيتي و قضايي به مساله حجاب در کشور بدهيم بايد با يک رويکرد اجتماعي به آن توجه کنيم.
مردم ما ملتي بسيار فهيم و آگاهند و نشان داده اند که در هر شرايطي وقتي با منطق  کافي در خصوص موضوعي توجيه شوند پا به پا و همراه سياست هاي جامعه گام بر مي دارند و در اين خصوص نيز بايد ضمن طرح مبحث امنيت اخلا قي جامعه، اين موضوع بر پايه تفاهم  متقابل مطرح شود.
با تمام اين حرف ها برخي کارشناسان فرهنگي پديده بيکاري را در ارتباط مستقيم با نوع پوشش ذکر مي کنند و معتقدند جواناني که کار ثابتي ندارند به ناچار براي پرکردن وقت مرده خود، به خيابان پناه مي برند و مراکز خريد و پارک ها و تفرجگاه ها پناهگاهي است براي فرار آنها از زندان بيکاري!
و حال اين جوانان بيکار، براي عرض اندام در مقابل همکاران بيکارشان تمايل دارند که هر روز با يک شکل و شمايل جديد در انظار حاضر شوند و در اين کارزار بي سرانجام حرفي براي گفتن داشته باشند.  اينجاست که از برکت ماهواره و اينترنت مدهاي عجيب و  غريب در جامعه رواج مي يابد و کارناوال جوانان بيکار با پوشش هاي حيرت انگيز در خيابان ها به چشم مي خورد.  حال آنکه اگر اين جوانان با ورود به عرصه کار، دريچه جديدي به زندگي خود باز کنند  ديگر نه فرصتي براي حضور مداوم در خيابان خواهند داشت و نه انرژي لازم براي تبعيت از مدهاي روز.
با اين حال آنچه اهميت ويژه اي در تبيين مساله حجاب جوانان جامعه دارد فرهنگ سازي است که اين مقوله هيچگاه با زبان خشونت آميز به نتيجه نمي رسد; چرا که در اين خصوص نه مي توان پشت سر جامعه حرکت کرد و نه ذهن تشنه جوانان نيازمند آگاهي است و در صورتي که درصدد رفع اين نياز با توسل به ادله منطقي و عيني برنياييم در آينده اي نه چندان دور شاهد اشباع ذهن جوانان از فيلم ها و مدل هاي ماهواره اي خواهيم بود.
با اين حال مسوولان براي تبيين چرايي و ضرورت حجاب تاکنون براي دختران جوان اقدام مناسبي انجام نداده اند که قابل ذکر باشد.  در مقابل آن تنها راه حل حرکت دوش به دوش و در کنار جوانان است و آن هم زماني ميسر خواهد شد که مسوولين جوانان را درک کنند و حرف جوانان را بفهمند تا جوانان هم بدون جبهه گيري حرف آنها را بخوانند.