نسخه شماره 2347 - 1389/02/16 -

گزارشي از وضعيت اجاره نشيني
بچه دار نشويد تا صاحبخانه دوستتان داشته باشد!


 گزارشي از وضعيت اجاره نشيني
 بچه دار نشويد تا صاحبخانه دوستتان داشته باشد! 
نويسنده : كوروش شرفشاهي

از روزي که رئيس دولت دهم منتقدان را مخاطب قرار داده و به صراحت اعلا م کرد که «به شما چه  ربطي دارد که چند بچه کافي است» خوشحال شديم و گفتيم اگر فردا صبح اول وقت از خواب بيدار شويم نه تنها تمام مشکلا ت کشور حل شده بلکه زن خانواده هايي که 10-15 تا بچه دارند مورد لطف قرار مي گيرند و هر کجا که پا بگذارند براي خود و زن وبچه هايشان فرش قرمز پهن مي کنند. اما گويا چنين نيست  و هنوز نه تنها  7 خان بلکه 70 خان بر سر راه خانواده هايي که بيش از يک فرزند دارند گسترده شده است. از هزينه هاي دوران بارداري، ويزيت هاي کلا ن پزشکان، سونوگرافي در انواع گوناگون، داروهاي خاص، رژيم غذايي ويژه، لباس مناسب و صدها مورد ديگر که بگذريم، تازه اول راه است و بايد پول هنگفتي را براي بيمارستان و زايمان کنار بگذاريم. با توجه به قيمت بالا ي گوسفند، در عمل نمي توان گوسفندي جلوي پاي زائو و نوزاد قرباني کرد، که عيبي ندارد مرغي را قرباني مي کنيم. با توجه به هزينه هاي بالا ي پوشک نيز از اين پس کهنه بچه را به کار مي گيريم و پس از هر بار فشاري که به امحا و احشاي نوزاد مي آيد، به جاي آن که پوشک را دور بيندازيم کهنه را مي شوييم. شيرخشک هم که گران است و شيرگاو  هم که به تازگي با لطف کنترل قيمت ها و پيش زلزله هاي هدفمندکردن يارانه ها 100 تومان گران شده و براي يک خانواده 2   نفره خريداري آن مقدور نيست. بنابراين مادر نوزاد را مکلف مي کنيم به هر قيمت که شده نوزادش را شير بدهد. البته بايد مراقب باشيم که يک وقت جوش نخورد! به همين خاطر تا سرحد امکان اجازه شنيدن اخبار از انواع سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و... را نيز به او نمي دهيم اما در مورد اجاره خانه چه کنيم؟ با قيمت هاي بالا ي اجاره و گوشه چشم نازک کردن صاحبخانه چه کنيم؟ از آنجا که همه موارد را ناديده گرفته و يک جوري زورکي حل و فصل کرديم، گذري به اجاره مسکن انداختيم تامشخص شود که يک خانواده 4 نفره بايد چه  کار کند  اگر خداي ناکرده مستاجر باشد!

اي کاش مستاجري فقط توي خواب باشد

نياوران، پنت هاوس500 متر، 5 خوابه، سونا، جکوزي، لا  بي مجلل، 50 ميليون پيش، 5 ميليون اجاره- ظفر 200 متر، 3 خوابه، 10 ميليون پيش، يک ميليون و 200 هزار تومان اجاره- الهيه 170 متر با کليه امکانات 50 ميليون پيش يک ميليون و 200 هزار تومان اجاره- کريم خان 140 متر 3 خوابه پارکينگ و انباري، 10 ميليون پيش، 650 هزار تومان اجاره و... نيازمندي هاي روزنامه را به گوشه اي پرتاب مي کني. به نظرت ميآيد که مجله فکاهي را ورق زده اي. مگر مي شود؟ اينها چقدر درآمد دارن که ماهي يک ميليون تومان اجاره مي دهند. توي بنگاه سر خيابون از اين حرفها نبود. کفش و کلا ه مي کني و از خانه بيرون مي زني. انگار که بنگاه دار حال جواب دادن نداره، شايد هم براي راحتي قشري اين کار را کرده. کاغذهاي کوچک را به شکل کلبه بريده و قيمت هاي اجاره رو رويش نوشته، آپارتمان 50  متري 10 ميليون پيش 70 هزار تومان اجاره. خيالت راحت مي شه که مثل اصحاب کهف به خواب نرفتي و بعد از 300 سال بيدار نشدي. اما چند روز بعد که گذرت به شمال شهر مي افتد، از سر کنجکاوي توي بنگاه هاي معاملا ت املا ک سرک مي کشي و باز هم آپارتمان 200 متري با کليه امکانات: 50 ميليون پيش ماهي يک ميليون تومان اجاره. تازه متوجه مي شوي بين شمال شهر و جنوب شهر 300 سال فاصله است. اما نمي فهمي که جنوب شهري ها 300 سال خواب بودن و يک باره بيدار شدن يا شمال شهري ها از علم و تکنولوژي روز خيلي بهره مند شدن و 300 سال جلوتر زندگي  مي کنن. نمي فهمي بين تو که براي رفتن به  استخر مجبوري 2 ساعت توي صف بايستي و پس از آنکه به استخر رفتي هفته بعد ببيني يه پارچه سفيد بزرگ سر در استخر نوشته شده که به علت رعايت نکردن نکات بهداشتي اين استخر يک ماه تعطيل مي شود با اوني که توي خونه اش استخر خصوصي داره چه تفاوت هايي هست و چرا بايد تو اينجور باشي و اون هم اونجور.
سري به بنگاه محل که در جنوب شهر قرار داره (البته زياد هم جنوب نيست) مي زني. يک زن و مرد در کنار مرد تنهايي نشسته اند و با التماس مي خوان که 10 ميليون پيش بدن و 80 هزار تومان اجاره، اما صاحبخونه پاشو کرده تو يه کفش که يک کلوم 100 هزار تومان اجاره. بنگاهي ميونه داري مي کنه و مي گه «بيا پايين، آقا ناصر تا همين پارسال يک خونه 100 متري تو کوچه بالا يي داشت اما کليه هاش که به مشکل خورد مجبور شد خونه اش رو بفروشه و خرج دوا درمون کنه». آقا ناصر اجازه نمي ده کلا م منعقد بشه و سر صحبت رو به دست مي گيره و مي گه «قربون خدا برم، نمي دونم چه خطايي به درگاهش کرديم  که ما رو به اين روز نشوندن، تا حالا  آزارم به يه مورچه هم نرسيده». اما صاحبخونه که انگار حرف آقا ناصر رو نشنيده مي گه«ماهم آدميم، باشه اما بايد ببينم زنم نظرش چيه» و آقا ناصر در حالي که زير لب مي گه«اين هم شانس گند منه، آقا زن ذليل از آب دراومد» از در بنگاه بيرون مي ره. صاحبخونه به بنگاه دار مي گه«ببين، از اين لقمه ها واسه من نگير. اومديم فردا تو خونه من مرد، هم اجاره خونه ام ميپره، هم از تو خونه جنازه بيرون مي ره که خوب نيست».
قبل از اين که بالا  بياري وبنگاه معاملا ت املا ک را به گند بکشي، مي زني بيرون.
سعي مي کني بي خيال بشي، اما نمي شه. تصميم مي گيري به بنگاه ديگري بري شايد فرق داشته باشد. اين بنگاه هم تروتميز و باکلا سه. پسر جووني که دست دختر جووني روگرفته، بيرون بنگاه ولش مي کنه و تنهايي ميآد تو و مي پرسه «يه آپارتمان نقلي جمع وجور مي خواستيم 8 ميليون پيش بديم اما کرايه نديم». بنگاه دار به بقيه اونهايي که رو صندلي ها نشسته اند نگاهي مي کنه و مي گه «با اين پول بايد حداقل 100 هزار تومان اجاره بدي». جوون وارد بنگاه مي شه  و در حالي که به دختر بيروني اشاره مي کنه مي گه «ببين آقا، ما نزديک 2 ساله نامزديم، من هم يک کارگر ساده بيشتر نيستم که با اضافه کاري و شب کاري ماهي 400 هزار تومان حقوق مي گيرم. سر خرج هاي عروسي هم کلي بدهي بالا  آوردم و اگر جشن رو بگيرم کلي قسط رو سرم آوار مي شه». بنگاه دار که گويا گوشش از اين حرف ها به اندازه کافي پر شده و بارها چنين منظره هايي رو ديده مي گه«ببين آقاجون، خونه مال يکي ديگه اس، يکي ديگه ام مي خواد اجاره اش کنه، ما هم اين وسط مرده شوريم به اعمال مرده هم کاري نداريم، با اين پولي که توداري لونه موش هم نمي توني پيدا کني». جوون از در بنگاه بيرون مي ره و يه چيزي به دختره مي گه و باز هم دست همديگه رو مي گيرن و به سمت بنگاه بعدي حرکت مي کنن.
بي اختيار از ذهنت اين فکر مي گذره که اين دوجوون 30 سال بعدوارد بنگاهي مي شن و همين اتفاق تکرار مي شه اما اين بار جوونه پير شده و به جاي اين که بگه 2 ساله نامزديم مي گه 32 ساله نامزديم. ياد شعارهاي مسوولا ن مي افتي که چقدر جوون ها را تشويق به ازدواج مي کنن. از در بنگاه ميآي بيرون و دلت براي هر چي جوونه، کباب مي شه.
به اميد اين که توي بنگاه بعدي اتفاق قشنگي بيفته حرکت مي کني. توي اين بنگاه يک زن و مرد ميانسال نشسته اند و بنگاه دار مثل باز جويي که مي خواد زير زبون يه جنايتکار بالفطره رو بکشه، تمام زندگي و تاريخ تولد زن و مرد و بچه هاشون  رو مي پرسه و مرد هم با دقت جواب مي ده تا مي رسه به اينجا که 4 تا بچه داره. بنگاه دار که گويا منتظر بهانه اي بگيره مي گه «مرد حسابي، تو اين اوضاع خراب که مردم به نون شب محتاج هستن، آدم بي خونه زن مي گيره؟ حالا  زن گرفت، ديگر 4 تا بچه چه خبره»؟
اين ديگر آخر شه. تحملت طاق شده، از خودت مي پرسي مگه خونه نداشتن و دنبال اجاره رفتن چه جرمي داره که بايد توضيح بدي چرا 4 تا بچه داري؟ اصلا  مگه بنگاه دار کيه که بايد به خودش اجازه بده از تو بپرسه چرا 4 تا بچه داري؟ به اون چه مربوطه؟ در مونده شدي. از هر چي بنگاه معاملا ت املا ک متنفر شدي، تو مغزت همه آدم ها را محاکمه مي کني و مي بيني همه تقصير کار هستن اما هيچکس به روي مبارکش نمي آره. توي عالم خودتي و سعي مي کني براي سوالا ت دليل بتراشي تا عقلت رو از دست ندي.
يک باره مي بيني پياده رو بسته شده. يخچال، اجاق گاز، بخاري، وسايل دست دوم خونه وسط پياده رو پهن شده. دقت که مي کني متوجه مي شي زن و مردي با 2 بچه شان به  خاطر اين که توان پرداخت اجاره خونه رو نداشته مورد لطف قرار گرفته و اسباب و اثاثيه اش رو توي خيابون ريخته اند. از مرد مي پرسي چي شده و او پاسخ مي ده که اجاره خونه ام عقب افتاده بود جاي ديگري رو هم نتونستم اجاره کنم صاحبخونه هم  از دادگاه حکم تخليه گرفت و با حضور مامور، وسايلم رو توي کوچه ريختن. شهرداري هم امشب رو مهلت داده و فردا بايد يه خاکي توي سرم بريزم.
داري ديونه مي شي، انگار هيچي سر جاي خودش نيست. پس انسانيت چي مي شه؟  به سرعت و بدون اين که به چيز ديگه اي نگاه کني به طرف خونه ات مي ري. وحشت داري که مبادا مورد بدتري هم پيش بياد. کليد رو داخل قفل مي چرخوني و يک راست توي رختخواب مي ري و آرزو مي کني که فردا همه اينها رو درخواب ديده باشي. 

بچه دار شدن به قيمت التماس
به صاحبخانه نمي ارزد

يک بنگاه دار که در 2 منطقه شمال و جنوب شهر در معاملا ت املا ک فعاليت مي کند اعتقاد دارد که رشد تورم و گران شدن کليه مايحتاج عمومي و مصرفي باعث گران شدن اجاره بهاي مسکن مي شود بنابراين دولت بايد جلوي گراني ها را بگيرد.
ابراهيم محمدپور که صبح ها در منطقه شمال شهر و عصرها در منطقه جنوب شهر در حوزه معاملا ت املا ک فعاليت مي کند گفت: بايد بپذيريم که اگر فردي نياز مالي نداشته باشد خانه خودش را اجاره نمي دهد که نمونه هاي بسياري وجود دارد که افراد بي نياز خانه هاي خودشان را خالي رها کرده اند اما اجاره نمي دهند.
وي با تاکيد بر اين که در بحث مسکن بايد شهر را طبقه بندي کنيم گفت: اگر از شمال شهر به سمت جنوب حرکت کنيم قيمت مسکن واجاره به مرور کاهش مي يابد به نوعي که در حال حاضر در شمال تهران آپارتمان از متري 8 ميليون تومان با قدري بالا  و پايين خريد و فروش مي شود اما به نقاط جنوب شهر که مي رسيم اين قيمت ها به زير يک ميليون تومان مي رسد بنابراين قيمت اجاره نيز بر اساس قيمت مسکن متغير است. اين مشاور املا ک با اعلا م اين که اجاره دادن،  فرمول خاصي دارد گفت: فرض کنيد که يک آپارتمان 300 متري از قرار متري 3 ميليون تومان 300 ميليون تومان خريد و فروش شود. ميزان اجاره يک پنجم تا يک ششم قيمت ملک است که 50 ميليون تومان مي شود و بابت اين مبلغ 3 درصدش را اجاره بها تعيين مي کنند که 50 ميليون خريد 3 درصد مي شود يک ميليون و 500 هزار تومان اجاره ماهيانه و اگر 20 ميليون تومان پول پيش بدهد (600=3/100*20) 600 هزار تومان کم مي شود و بايد ماهيانه 900 هزار تومان اجاره بپردازد.
وي در پاسخ به اين سوال که آيا 900 هزار تومان اجاره ماهيانه زياد نيست گفت: اين قيمت در منطقه مرکزي شهر معمولي است و قيمت هاي بسيار بالا تري براي اجاره پرداخت مي شود. محمدپور در پاسخ به اين پرسش که مشاوران املا ک طرف صاحبخانه را مي گيرند زيرا مستاجر مي رود و صاحبخانه براي محل باقي مي ماند گفت: اين گونه نيست. اول اين که هر چيزي که کف و يک سقف دارد و مشاور املا ک ميانه کف و سقف را مي گيرد تا معامله انجام شود و از سوي ديگر، مردم با چشم بسته براي اجاره نميآيند بلکه ده ها و صدها بنگاه را مي گردند و هنگامي که به اجاره ملکي تمايل نشان دادند تمام جوانب را بررسي کرده و از بين صدها گزينه، بهترين را با توجه به توان مالي شان انتخاب کرده اند. وي با تاکيد بر اين که هر فردي با توجه به توان مالي اش بايد در منطقه و محدوده شهري خاص ساکن شود گفت: فردي که 10  ميليون تومان نقدينگي و توان پرداخت 100  هزار تومان اجاره را دارد نمي تواند در شمال شهر خانه اجاره کند بنابراين بايد به نقاط جنوبي تر برود و آنقدر پايين برود که پولش با قيمت خانه هاي منطقه همخواني داشته باشد. اين مشاور املا ک با اعلا م اين که اکثر کساني که براي اجاره مراجعه مي کنند زن و مرد هر دو شاغل هستند گفت: متاسفانه شرايط به گونه اي شده که زن و مرد بايد هر دو حقوق بگير باشند تا با درآمد يکي اجاره مسکن پرداخت شود و با درآمد دومي خرج خانه تامين شود و اين بدترين نوع زندگي است.
وي در پاسخ به اين که خريد و فروش يا اجاره ملک از طريق بنگاه بهتر است يا از طريق آگهي روزنامه گفت: اين هم به منطقه بستگي دارد. در مناطق جنوب شهر، افراد در همان منطقه خودشان مي گردند تا گزينه ديگري را پيدا کنند. اغلب اين افراد حسابگر هستند و از قيمت ها خبر دقيق دارند، زيرا درآمد ناچيزشان اجازه ولنگاري را نمي دهد اما در مناطق شمال شهر درآمد بالا ست بنابراين طرف حوصله گشتن در بنگاه ها را ندارد در نتيجه به يک بنگاه خبر تلفني مي دهد و بنگاه دار در روزنامه آگهي مي کند و اگر به آگهي ها سري بزنيد حدود 80  درصد آگهي ها به وسيله بنگاه هاي معاملا ت املا ک اعلا م مي شود.
وي با اعلا م اينکه اغلب کساني که خانه شان را اجاره مي دهند بازنشسته يا از کارافتاده هستند گفت: حقوق بازنشستگي اين افراد به جايي نمي رسد بنابراين خودشان اعلا م مي کنندکه خانه شان را براي کمک خرجي اجاره مي دهند و حتي بسياري از آنها خودشان در اطاق کوچک زندگي مي کنند تا طبقه بزرگتر را اجاره بدهند و از پس مخارج روزمره برآيند. محمدپور با اعلا م اين که يک سري افراد نيز روي خانه شان وام گرفته اند گفت: اينها نيز فقط براي آنکه اقسام وام را بپردازند خانه شان را اجاره مي دهند. وي در پاسخ به اين سوال که آپارتمان هاي بسياري ساخته شده که صاحبانشان آن را خالي رها کرده اند و اجاره نمي دهند گفت: اين درست است اما به چند دليل آپارتمان هاي نوساز را اجاره نمي دهند. اول اين که شغل فرد بساز و بفروش اين است که زمين بخرد و بسازد و بفروشد. در نتيجه شغل اين فرد اجاره دادن خانه نيست بلکه خودش را براي ساختمان سازي آماده کرده است، دوم اين که قيمت آپارتمان نوساز با   آپارتماني که فردي در آن ساکن شده باشد متفاوت است و بين 100 تا يک ميليون تومان (بسته به منطقه) تفاوت قيمت دارد. بنابراين اگر فرد آپارتمانش را يک سال اجاره بدهد، آن را دست دوم کرده و مبلغ قابل توجهي از آن کسر مي شود. سوم اين که حتما  مستاجر ملک را تخريب مي کند که براي بساز و بفروش ضرر دارد و چهارم اين که اگر مستاجر در موعد مقرر بلند نشود بايد راه دادسرا و دادگاه را دويد که باز هم بسازو بفروش اهل اين کارها نيست. به همين دلا يل و شايد دلا يلي ديگر، آپارتمان هاي زيادي خالي رها شده اند.
محمدپور از بالا  و پايين شدن قيمت ساختمان انتقاد کرد و گفت: قيمت ساختمان در عرض چند ماه رشد سرسامآوري داشت تا دچار رکود شد و قدري قيمت ها پايين آمد در نتيجه عده اي به اميد کاهش بيشتر قيمت و صاحبان آپارتمان ها نيز به اميد افزايش قيمت از معامله خودداري مي کنند.
وي شغل مشاور املا ک را پرمسووليت اعلا م کرد و گفت: اول اين که هر مشاوري بايد به قيمت واقعي ملک معامله کند زيرا طرف هر کدام (خريدار، فروشنده، مالک، مستاجر) را بگيرد طرف ديگر آبرويش را مي برد و به عنوان مشاور بد معرفي مي شود و از سوي ديگر بايد در قبال هزينه اي که دريافت مي کند بر معامله نظارت داشته باشد. بدين معنا که سند مالک مشکل نداشته باشد، مالک واقعي براي اجاره آمده باشد نه آن که فرد واسطه اي بيايد و پول پيش يا پول خانه را بگيرد و فرار کند، مستاجر آدم بدي نباشد که دردسر درست کند و...
وي با يادآوري خاطره اي گفت: صاحب خانه اي در محل داريم که بسيار آدم خوبي است اما در خانه اش بيش از 25 مرغ و خروس نگه مي دارد و هر مستاجري که وارد اين خانه مي شود از سروصداي اين جانوران و بوي نامطبوعي که دارند شکايت مي کند اما چه کار کنيم؟ پيرمردي بيآزار و با اخلا ق اما عاشق مرغ و خروس صاحب خانه شده است.
محمدپور نحوه محاسبه سهم بنگاه از اجاره را تشريح کرد و گفت: روال اين است که هر چقدر اجاره ماهيانه تعيين شود يک چهارم آن سهم بنگاه از اجاره دادن است. به عبارت ديگر اگر اجاره ملکي 400 هزار تومان باشد 100 هزار تومان سهم بنگاه مي شود اما در اکثر موارد اين درصد را نمي پردازند و تخفيف مي گيرند.
وي با تاکيد بر اين که در هر اختلا في مشاور املا ک پاسخگوست گفت: اگر مستاجر اجاره ملک يا پول آب و برق و شارژ را ندهد، به خانه آسيب برساند يا شکايتي در مراجع قانوني مطرح شود اولين کسي که بايد پاسخگو باشد معاملا ت املا ک است. به عبارت بهتر از زماني که ملک اجاره داده شد تا زماني که مستاجر از خانه بيرون برود بنگاه دار پاسخگوي همه اتفاقات خواهد بود.
وي يکي از چالش هاي مالک و مستاجر را تعداد فرزندان اعلا م مي کند  و مي گويد: اولين چيزي که صاحبخانه در مورد مستاجر جديد سوال مي کند تعداد فرزندان است بنابراين ايده آل ترين مستاجر آنهايي هستند که به قول معروف اجاق کور هستند و صاحب بچه نمي شوند و بدترين مستاجر نيز آن افرادي هستند که بيش از 2 بچه دارند. محمودپور در تشريح اين دليل مي گويد: موقع تحويل خانه به مستاجر، تمام شرايط خانه را در قولنامه ذکر مي کنيم اما هنگام تخليه با ده ها مشکل مواجه هستيم که 90 درصد آن را خانواده هاي بچه دار ايجاد مي کنند. وي با اعلا م اين که بچه ها ديوارها راخط مي کشند، شيشه ها را مي شکنند و به ساختمان آسيب مي رسانند گفت: ذات بچه در بازي کردن است و هيچ اعتراضي به عملکرد بچه ها نداريم اما مشکل اصلي بين مالک و مستاجر است که  صاحبخانه حاضر نيست به خانواده بيش از 2 فرزند خانه اجاره دهد.
اين مشاور املا ک مي افزايد: در شرايط فعلي بايد قبل از بچه دار شدن به عاقبت کار انديشيد. فردي که خانه ندارد و از درآمد کافي برخوردار نيست به جاي آن که به بچه هايش بيفزايد بهتر است کاري کند که خانه دار شود زيرا بچه دار شدن به قيمت التماس کردن به صاحبخانه  ها نمي ارزد.
وي از جنجال هايي که تاکنون بين صاحبخانه و مستاجر رخ داده خبر مي دهد و مي گويد: صاحبخانه اي هنگام عقدقرارداد اجاره، شرط گذاشته که تعداد بچه هاي مستاجريکي است اما هنوز قرارداد به پايان نرسيده مستاجر بچه دار  شده است. آنگاه صاحبخانه به بنگاه مراجعه کرده که منزل را به يک خانواده 3 نفره اجاره داده ام و اکنون 4 نفر شده اند بايد به اندازه يک نفر اجاره اضافه شود. اين مشاور املا ک در پاسخ به اين سوال که آيا اين قبيل اظهارات را منطقي و انساني مي دانيد گفت: ما چه کاره هستيم؟ يکي خانه اجاره مي دهد و ديگري خانه اجاره مي کند. قبل از سکونت نيز شرايط مي گذارند. بنابراين کسي که مستاجر است بايد از شرايط فعلي کشور با خبر بوده و بر اساس شرايط موجود اعضاي خانواده اش را تعريف کند.