نسخه شماره 2345 - 1389/02/14 -

تداوم سرقت هاي سريالي مجسمه هاي پايتخت
دو مجسمه ديگر هم دزديده شد
برنز دست دوم ارزش مادي ندارد، جرياني مخالف نصب مجسمه است
نگاهي به فيلم هيچ
هيچي که پوچ نيست


اخبار کوتاه


با بدرقه اهل قلم و دانشگاهيان پيکر علي محمد حق شناس به آرامگاه ابدي اش تشييع شد


نمايشگاه کتاب


 تداوم سرقت هاي سريالي مجسمه هاي پايتخت
 دو مجسمه ديگر هم دزديده شد 
 برنز دست دوم ارزش مادي ندارد، جرياني مخالف نصب مجسمه است

در پي سرقت هاي سريالي مجسمه هاي شهر تهران
تنديس شهيد دادمان  و مجسمه ابن سينا واقع در پارک بهجت هم به سرقت رفتند. مجسمه «ستارخان» واقع در خيابان ستارخان اثر شهريار ضرابي،  «باقرخان» واقع در خيابان شهرآرا اثر شهريار ضرابي، صنيع  خاتم واقع در پارک ملت اثر حميد شانس، دو مجسمه در خانه هنرمندان ايران از آثار محمد مددي و فاطمه امداديان، «استاد شهريار» در مقابل تئاتر شهر اثر علي قهاري، دو مجسمه «شريعتي» در پارک شريعتي اثر حميد شانس و «مادر و فرزند» اثر هژبر ابراهيمي واقع در شهرک غرب و مجسمه ابن سينا و تنديس شهيد دادمان تاکنون ربوده شده اند.  ماجراي سرقت مجسمه هاي شهري گويا در دهان دزدان اين آثار مزه کرده تا آنجا که به هيچ عنوان و پس از هياهوي خبري به وجود آمده در حاشيه آن، هنوز راضي به ترک سرقت  نشده و دزدي هاي خود را زير چشم تمامي عوامل شهري دنبال مي کنند.  دکتر مصطفي ذوالفقاري(مدير عمومي بيمارستان آتيه) تهران ضمن تاييد خبر گم شدن تنديس شهيد دادمان از بلوار فرحزادي، به ايلنا گفت: چندين ماه پيش تنديسي بر ميدان و چهارراه جلويي بيمارستان آتيه نصب شد که به علت نداشتن هيچ نشانه اي عامل نصب آن و سازنده اش براي ما نامعلوم بود.  وي افزود: بعداز مدتي فهميديم که اين مجسمه تنديس زنده ياد شهيد دادمان است و عامل نصب آن اداره حجم سازمان زيباسازي شهرداري تهران است.  وي با تاکيد اينکه اين مجسمه از روز گذشته مفقود شده است، گفت: از روز گذشته تاکنون و بدون هيچ نشانه اي اين تنديس که فکر مي کنم از جنس برنز بوده، گم شده است. من فکر مي کنم اين تنديس نيز به سرنوشت ساير مجسمه هاي شهر تهران دچار شده است.

سرقت ها سازمان يافته انجام مي شود

استاندار تهران با اشاره به سرقت چندين مجسمه برنزي از سطح شهر تهران، گفت: اين موضوع تنها يک سرقت ساده نيست، بلکه دهن کجي به ميراث فرهنگي و مسائل فرهنگي ماست.   به گزارش ايسنا، مرتضي تمدن افزود: از مسوولان شهرداري تهران انتظار است با طرح شکايت در دستگاه قضايي موضوع را پيگيري کنند.  رييس شوراي تامين استان از تشکيل کارگروهي ويژه از مسوولان قضايي، انتظامي و اطلاعاتي استان به رياست معاون سياسي امنيتي استانداري تهران براي برخورد با اين موضوع خبر داد و گفت: با بررسي شواهد و قرائن در دست از اين سرقت ها به شدت به دنبال دستگيري سارقان هستيم تا آن ها را در دست قانون گرفتار کنيم.
استاندار تصريح کرد: معتقديم اين کار سازمان يافته انجام مي شود و اميدواريم هرچه سريع تر سارقان دستگير شوند.
مجسمه  هاي برنزي تهران در حالي به سرقت رفته اند که برخي مجسمه سازان در گفت وگو با مهر تاکيد کرده اند برنز اين آثار به دليل دست دوم بودن هنگام فروش ارزش مادي چنداني ندارد و احتمالا جرياني مخالف تزئين شهر با آثار تجسمي دست به چنين اعمالي مي زند.  اين براي اولين بار است که نه تنها اهالي اين حوزه بلکه مسئولان و شهروندان نيز به نوعي نسبت به مجسمه و آثار تجسمي شهرشان دغدغه پيدا کردند. هر چند بايد اين دغدغه خيلي زودتر از اينکه 11 مجسمه برنزي از مشاهير و مفاخر تهران ربوده شوند اتفاق مي افتاد اما در تازه ترين واکنشها  سردار ساجدي نيا، رئيس پليس نيروي انتظامي تهران بزرگ با بيان اينکه تيمي ويژه در آگاهي تهران بزرگ تشکيل شده تا پرونده سرقت مجسمه هاي تهران را پيگيري کند گفته است که به زودي نتايج تحقيقات پليس در مورد اين سرقتها اعلام مي شود. اين در حالي است که محمد جواد شوشتري، مديرعامل سازمان زيباسازي شهرداري تهران در گفتگويي اختصاصي با مهر از ضبط فيلم سرقت يکي از مجسمه هاي ربوده شده شهرداري توسط دوربينهاي مرکز کنترل ترافيک خبر داده و گفته است: شکايت شهرداري در مورد اين موضوع تنظيم شده و همراه با مستندات از طريق اداره حقوقي در حال پيگيري و تحويل به نيروي انتظامي است. جعفر نجيبي، يکي از مجسمه سازاني است که کمتر  از يکماه قبل تنديس محمد معين ساخته وي در بلوار استاد معين نصب شد و چهارشنبه شب هشتم ارديبهشت به عنوان آخرين مجسمه اي که تا به حال ربوده شده است به سرقت رفت. وي در مورد نحوه پيگيري هايي که تا کنون انجام داده است به خبرنگار مهر گفت: صبح نهم ارديبهشت با من تماس گرفتند و خبر ربوده شدن مجسمه را گفتند. منهم با مسوولان زيباسازي منطقه 9 تماس گرفتم و از آنها علت را پرسيدم و بعد از آن به سازمان زيباسازي  مرکزي تماس گرفتم.وي ادامه داد: مسوولان سازمان زيباسازي پاسخ دادند از طريق نيروي انتظامي در حال پيگيري اين مساله هستند. اين در حالي است که مجسمه تازه نصب شده بود و حتي هنوز شناسنامه کار  روي آن نصب نشده بود.
نجيبي در مورد نصب تنديس استاد معين که به سرقت رفته ابراز داشت: 100 هزار تومان بابت حمل مجسمه از طريق جرثقيل هزينه کردم و ميلگردي به ارتفاع 15 سانتي متر در داخل پايه کار گذاشته بودم تا مجسمه بسيار محکم باشد.بنابراين سرقت آن کار آساني نبوده است. وي در مورد برداشت خود از سرقتهاي سريالي مجمسه هاي برنزي تهران عنوان کرد: از دو ديدگاه مي توان به اين جريان نگاه کرد. از طرفي مي توان اين فرضيه را مطرح کرد که افراد سارق مخالف مجسمه سازي هستند و جرياني پشت پرده  وجود دارد که با زيباسازي شهري از طريق آثار تجسمي مخالف است. اين مجمسه ساز افزود: از نگاهي ديگر مي توان اينطور فکر کرد که مجسمه ها، تنها به خاطر برنزشان دزيده شده اند چون تمام مجسمه هاي به سرقت رفته از جنس برنز بوده اند. بنابراين اگر باز هم تنديسهايي که ربوده شوند از اين جنس باشد اين فرضيه مي  تواند درست باشد. نجيبي سپس در مورد ارزش مادي مجسمه هاي برنزي گفت: سازمان زيباسازي ارزش مجسمه استاد معين را پنج ميليون تومان ارزيابي کرده بود اما گذشته از ارزش هنري و معنوي که براي خودم داشت اگر سارقان با انگيزه استفاده از برنز مجسمه ها را ربوده باشند مبلغ زيادي عايد آنها نمي شود. وي مورد مجسمه ربوده شده خود اشاره کرد: مجسمه استاد معين 140 کيلو وزن داشت. الان برنز دست دوم  حدود کيلويي دو تا چهار هزار تومان در بازار قيمت دارد. با توجه به وزن اين اثر اگر در بازار فروخته شود، حدود 300 هزار تومان به فروش مي رسد. حال بگذريم که 100 هزار تومان هزينه جرثقيل مي شود پس در نهايت مبلغي عايد سارقان نمي شود. براي همين فکر نمي کنم تنها انگيزه آنها استفاده از برنز باشد.
طه بهبهاني نيز به عنوان مجسمه سازي که در زمينه برنز فعاليت کرده است در مود انگيزه سارقان عنوان کرد: من اين موضوع را به عنوان سرقت قبول ندارم و فکر مي کنم يک جريان است چون محال است افراد عادي مجسمه هاي 200 کيلويي را بتوانند بدون هيچ برنامه ريزي بدزدند. تازه حتي اگر فکر چنين کاري را هم داشته باشند، چطور مي توانند آن را بفروشند و اساسا چطور مي تواند جرثقيلي را وارد پارک يا محيط هاي شهري ببرند که مجسمه را حمل کند. وي اظهار داشت: متاسفانه اين کار يک جريان ناخوشايند است که من نام آن را جامعه آزاري مي گذارم. چرا وقتي تصوير شهرمان توسط مجسمه ها و فعاليتهاي ديگري که  شاهد هستيم کمي در حال سامان گرفتن است يک دفعه مي بينيم مجسمه هايي که در معابر و مکانهاي عمومي نصب شده بودند سرقت مي شوند و به نوعي زيبايي شهر تخريب شود. هر چند مسوولان از تلاش براي معرفي سارقان اين مجسمه ها در چند روز آينده خبر داده اند اما حتي اگر اين مجسمه ها پيدا و در جايگاه خود قرار بگيرند به نظر مي رسد اعتماد جامعه هنري براي خلق آثاري که  مناسب  فضاهاي شهري  هستند خدشه دار شده است. بنابراين بايد  قانوني مدون براي حفاظت و مراقبت از آثار هنري که براي زيبايي شهر مورد استفاده قرار مي گيرند تنظيم  شود.


 نگاهي به فيلم هيچ
 هيچي که پوچ نيست  
نويسنده : عرفان جلا لي

عبدالرضاکاهاني در فيلم "هيچ" ايده اي جذاب را با پرداخت و ساختاري فوق العاده به تصوير مي کشد.
"هيچ" چهارمين ساخته عبدالرضاکاهاني و پس از "بيست" دومين فيلم اکران شده از اين کارگردان جوان و خوش ذوق است.
کاهاني اين بار نيز همچون فيلم قبلي اش "بيست" سراغ آدم هاي درحاشيه مانده و ناديده گرفته شده اجتماع رفته اما دوربين ساکن و خنثي او در "بيست"  اين بار به دوربيني پر شروشور مي ماند که مدام در زندگي آدم هاي قصه اش سرک کشيده و يک لحظه دست از تکاپو بر نمي دارد. او اين بار کاراکترهاي قصه اش را نه در بستر يک روايت واقع گرايانه که در پس زمينه اي از طنزي سياه و پرداخت توامان رئاليستي-کاريکاتوريستي به نمايش مي گذارد.
کاهاني با "هيچ" نشان مي دهد که کارگردان قابلي است و اين در بررسي تک تک سکانس هاي اثرش مشهود و محسوس است. فيلم سرشار از جزئيات است، از انتخاب لوکيشن ها و تقسيم آن ميان کاراکترها گرفته تا ريزه کاري هاي دقيق کلامي و بصري. او همچنين با اين اثر تسلط نسبي اش بر روي عوامل مربوط به اين حوزه مانند چيدمان عناصر درون کادر، انتخاب قاب ها و ميزانسن را به رخ مي کشد.
"هيچ" روايتي تلخ از جغرافياي زندگي و برشي از  زندگي برخي از آدم هاي اين جامعه است. کاهاني در اين فيلم حجم انبوه آدم هايش را به يک خانه قديمي کشانده تا احساسات و غرايز آنها و روابط و مناسباتشان را با نگاهي ناتوراليستي مورد ارزيابي قرار دهد.
آدم هاي "هيچ" اما با وجود مشکلات فراوان ناخواسته مقهور زنده ماندن شده اند و عادت کرده اند آينده را به انتظار بنشينند. ليلا، بيک، مادر، محترم، يکتا، نامزد ليلا و بچه ها همه و همه مشغول زندگي کردن هستند و با تمام بدي ها و خوبي ها در کنار هم روزگار مي گذرانند. شرايط خوب نيست اما ثبات داشته و زندگي در جريان است. تا اينکه به ناگاه سر و کله "نادر سياه دره" و پرخوري سيري ناپذير و مفرطش به آن خانه پيدا مي شود. نادر از هيچ غذا و خوردني نمي گذرد و تنها مي خورد. او همه را از دست خودش عاصي مي کند حتي خودش را. اعضاي خانواده او را بر نمي تابند و چون عنصري زائد به بيرون پرتابش مي کنند. اما به ناگاه نادر به منبع توليد پول تبديل و محبوبيتي شگرف مي يابد. اعضاي خانه به طمع زندگي بهتر به حمايت از نادر مي پردازند و هواي او را دارند. اميدي که عبث است.
اگر در آن خانه شاهد از بين رفتن آرامش، ظهور اغتشاش و مناسبات غيرانساني هستيم بستر اصلي را بايد در موجوديت آدمي با خصوصيات نادر ديد. پرخوري مفرط و بي امان او و تبديل شدن او به يک منبع اقتصادي توازن و تعادل را در آن جمع محروم و محتاج مختل مي سازد. نادر در واقع با آمدنش عقده هاي تلنبار شده آدم هاي قصه را نيز به يک باره مجال باز شدن مي دهد. اينگونه است که کاهاني پرده را کنار مي زند تا مخاطب شاهد واقعيت عيني و عريان باشد.
سرک کشيدن دوربين کاهاني به زواياي خانه و ورود به دنياي آدم هاي آن بر لذت تماشاي فيلم مي افزايد. شخصيت هاي فيلم با وجود تعداد زياد، هيچ کدامشان مزاحم نبوده و آن زمان که لازم است با مخاطب روبرو شده و به پيشبرد قصه کمک مي کنند.
فيلم همچنين سرشار از نمادها و استعارات مختلف است که لذت کشف آن در دوباره ديدنش ميسر مي شود. نمادهايي که مي تواند به بستر برداشت هاي مختلف تبديل شده و وجه تمثيلي اثر را پررنگ تر کند.
آدم هاي "هيچ" اما هيچ کدامشان به زندگي فعلي خود قانع نبوده و هر کدام به نحوي از جايگاه شان ناراضي اند;از دختري (نگار جواهريان) که از نامزدش خوشش نمي آيد، زن جواني (باران کوثري) که از شغل شوهرش متنفر است، مردي(مهران احمدي) که فکر مي کند با خيانت به همسرش آسوده شده و از يکنواختي مي گريزد، زن لالي (پانته آ بهرام) که اميدوار است درمان شود. اين اميدواري شخصيت ها با هم شکل مي گيرد و در نهايت با هم به نااميدي مطلق و "هيچ" مي رسد.
تسلط کاهاني بر بازي ها که اکثرا يک دست و روان است نيز جاي ستايش دارد. مهدي هاشمي يکي از ماندگارترين چهره هاي خود و شايد سينماي ايران را با "نادر سياه  دره" ارائه مي کند، نمايش فوق العاده شخصيت فردي که حاضر است هر فحش و ناسزايي را بشنود، اما شکمش را پر کند کاري بود که هاشمي به خوبي از پس آن برآمد. در کنار او نگار جواهريان، باران کوثري و مرضيه بروند دقيقا همان چيزي را ارائه کردند که بايد نمايش داده مي  شد. بازي پانته آ بهرام هم با نوع خاص حرف زدنش در فيلم، کاملا به چشم ميآيد.مردهاي "هيچ" بويژه بيک مي شد از اين بهتر نمايش داده شوند، عادل هم شايد بخش عمده بازي اش به خاطر چهره پردازي ماهرانه اي بود که رويش انجام گرفته بود.
اما ضعف عمده فيلم در روند ريتميک متن آن نهفته است و ايده هاي پراکنده کار که به راحتي قابل جابه جايي و حتي کم و زياد شدن هستند پاشنه اصلي اثر است. اجراي فيلم از سکانسي به سکانس ديگر تغيير لحن مي دهد.گاه فيلمساز به شکلي تحسين آميز تصويري دقيق از زندگي و احوال اين آدم ها به دست مي دهد و گاه به ورطه طنز دم دستي و پيش پا افتاده مي افتد. در بسياري از لحظه ها منطق روايت به درستي شکل نمي گيرد و زمينه چيني مناسبي براي پذيرش پايان تلخ و سياه فيلم صورت نگرفته است. منطق و انگيزه جدا شدن ليلا از نامزدش بيش از اندازه سرسري و غير قابل باور است. همچنين رابطه غير رسمي ليلا و نامزدش ربطي به واقعيت زندگي اين آدم ها و قشر ندارد.  فقدان يا ناکافي بودن زمينه چيني هاي دراماتيک براي رسيدن به پايان قصه و تغيير لحن فيلم از واقع نمايي آغازين به سمبليسم پاياني، به نوعي مهم ترين مشکلات فيلم هستند.
ضمن آنکه مي شد شخصيت ها را از اين قالب گاه تيپيکالي خارج ساخت. منطق و اساس شخصيت پردازي فيلم در هيچ اعطاي نقص و ناهنجاري به هر يک از شخصيت ها است. تقريبا همه آدم هاي "هيچ" براي ديده شدن و براي پررنگ شدن نکبت و بدبختي جاري در قصه دچار نقص و اختلال هستند. شخصيت اصلي فيلم داراي اختلال هورموني پرخوري است. يکي لال است. ديگري زال و آن ديگري در تلفظ دچار مشکل دارد.
اما پايان "هيچ" چون "بيست" مرگ ناگهاني است; پاياني تراژيک که که ذهن مملو از اميد مخاطب را در خلا واقعيت رها مي کند. در سکانس يکي مانده به آخر همه را در صحنه خوب و خوش مي بينيم اما به يک باره همه به سکوت مي رسند. فرجام اين آدم ها به سياه نمايانه ترين شکل رقم مي خورد. يکي خودکشي مي کند، يکي نامزدش را رها مي کند و سر به خيابان مي گذارد، ديگري شلوارش دو تا شده است و...
اما ويژگي بارز و اصلي فيلم اين است که در دنيايي انفعالي و نيهيليستي متوقف نشده و شاهد دست و پا زدن شخصيت ها و تلاشي هرچند محتوم هستيم. دست و پا زدن محترم براي بازگرداندن آرامش به زندگي خانواده اش، استقلال عمل دختري مانند ليلا (نگار جواهريان)، عصيان نهايي يکتا (باران کوثري) که با مرگ دردناکش زمينه خودآگاهي را در برخي آدم هاي اين خراب آباد فراهم مي کند،نادر که هوا را پس مي بيند و مجبور به ترک خانه مي شود و عادل (احمد مهرانفر) و بيک (مهران احمدي) که در سکوتي سنگين پس از حادثه ديگر آدم هاي سابق نيستند و شوک بزرگي به آنها وارد شده است.


 اخبار کوتاه 

مختارنامه ميرباقري از عيد فطر به تلويزيون مي آيد

مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» از روز جمعه 19 شهريور (مصادف با عيد سعيد فطر) روي آنتن شبکه يک سيما مي رود. محمود فلاح که تهيه کنندگي مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» را برعهده دارد در گفت وگو با فارس گفت:طي روزهاي اخير با حضور مهدي فرجي مدير شبکه يک سيما، حسن اسلامي مهر رئيس مرکز سيما فيلم، داوود ميرباقري کارگردان سريال و من جلسه اي برگزار شد که در آن براي پخش سريال «مختارنامه» برنامه ريزي هايي صورت گرفت.  وي افزود: قرار است مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» روزهاي جمعه ساعت 22 به روي آنتن شبکه يک سيما برود و تکرار آن نيز روزهاي دوشنبه ساعت 30:19تا 30:20 پخش خواهد شد.

 براي خلق آثار فاخر تفکرات غلط کنار گذاشته شود

عليرضا نادري معتقد است: براي خلق آثار فاخر در زمينه  تئاتر دفاع مقدس بايد يکسري تفکرات غلط کنار گذاشته شود تا هنرمندان بتوانند آثاري خلق کنند که در دنيا حرفي براي گفتن داشته باشد.
 به گزارش ايسنا، عليرضا نادري نويسنده و کارگردان تئاتر دفاع مقدس در گفت وگويي مطرح کرد: هيچ ارزيابي درستي نسبت به روند برگزاري اين جشنواره وجود ندارد و دست اندرکاران آن هرساله اين جشنواره را با کيفيتي بعضا نازل برگزار مي کنند و چند ورک شاپ و تعدادي مهمان دعوتي نيز در آن مي گنجاند که در نهايت نتيجه مفيدي به همراه ندارد. 

دولت آبادي: اجازه دهيد اسکلت «کلنل» منتشر شود 

محمود دولت آبادي از اصلاحيه مجدد رمان کلنل خبر داد. دولت آبادي در گفت وگو با ايلنا، گفت: نزديک به دو سال است که اين رمان در اداره ارشاد است. بار نخست اين رمان، 43 اصلاحيه خورد که بعداز انجام تمام تصحيحات، کتاب را دوباره به ارشاد فرستادند و حالا با 21 اصلاحيه جديد مواجه شده است. اميدوارم وزارت فرهنگ و ارشاد اجازه دهد تا اسکلت اين رمان به فارسي و در تهران منتشر شود. دولت آبادي حاضر نشد درباره اين اصلاحيه ها توضيح دهد و گفت:پرداختن به آنها اذيتم مي کند.

حاشيه هاي اجراي کنسرت بنيامين در لسآنجلس

محسن رجب پور طي توضيحاتي در خصوص کنسرت بنيامين مصاحبه خود با شبکه لس آنجلسي را تکذيب کرد. به گزارش فارس، به دنبال اجراي بنيامين بهادري در لس آنجلس، برخي رسانه ها اقدام به انتشار اخباري مبني بر حضور اين خواننده در يک برنامه تلويزيوني لس آنجلسي کردند; پس از انتشار اين اخبار رجب پور که در حال حاضر به همراه گروهش در آمريکا به سر مي برد، گفت: خلاف انتشار برخي اخبار در سايت هاي داخلي و هجمه اي که طي اين مدت در آمريکا بر ما وارده شده،  نه من و نه بنيامين هيچ مصاحبه اي با تلويزيون هاي لس آنجلسي نداشته ايم و اين تصاوير پخش شده به صورت مونتاژ از روي اينترنت گرفته شده است.

«عاشقي» با صداي «سالار عقيلي» منتشر شد

آلبوم موسيقي «عاشقي»به آهنگسازي ارشد تهماسبي و خوانندگي «سالار عقيلي» در بازار موسيقي منتشر شد.  به گزارش فارس،  در اين اثر که توسط موسسه فرهنگي هنري آواي باربد منتشر شده، 17 قطعه همچون تصنيف همايون، آواز همايون، چهارمضراب همايون، آواز چکاوک به سه گاه، تصنيف سه گاه، آواز سه گاه، تصنيف سه گاه، رنگ سه گاه، آواز مخالف به ابوعطا، تصنيف ابوعطا، آواز حجاز، چهارمضراب دشتي، تصنيف شور، آواز شور به دشتي، تصنيف شوشتري، آواز نوروز صبا و چهارمضراب و تصنيف بيات اصفهان بر اساس اشعاري از مولانا، سعدي، حافظ، طالع همداني، ازرقي، جامي و شهريار به چشم مي خورد.


 با بدرقه اهل قلم و دانشگاهيان پيکر علي محمد حق شناس به آرامگاه ابدي اش تشييع شد  

پيکر علي محمد حق شناس با شاگردان و همکارانش در دانشگاه تهران وداع کرد، مراسمي در مقابل بيمارستان پيامبران- محل درگذشت او- برپا شد و سرانجام پيکر اين استاد فقيد براي خاک سپاري به کلاردشت منتقل شد.
به گزارش ايسنا، مراسم تشييع پيکر اين استاد زبان شناسي دانشگاه تهران ديروز (دوشنبه، 13 ارديبهشت ماه) از دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران آغاز شد. در اين مراسم، جمعي از استادان دانشگاه تهران، منوچهر اکبري- رييس دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه- و شمار زيادي از دانشجويان حضور داشتند.
پيکر حق شناس پس از وداع با دانشجويان و همکارانش در دانشگاه تهران، به بيمارستان پيامبران که آن جا از دنيا رفته بود، انتقال يافت.
اين مترجم متذکر شد: حق شناس عميقا شخصيتي آرام داشت و اهل مدارا بود.
در مراسم تشييع پيکر علي محمد حق شناس، چهره هاي دانشگاهي و اهل قلم همچون علي اشرف صادقي، حافظ موسوي، کوروش صفوي، اميرعلي نجوميان، جمال ميرصادقي، سيمين بهبهاني،  عباسعلي وفايي،  ابراهيم خدايار، احمد پوري، حسن انوشه، کامران فاني، توفيق سبحاني، حجت الاسلام والمسلمين احمد احمدي- رييس انتشارات سمت-، فاطمه راکعي و حسن ذوالفقاري و همچنين جمع زيادي از شاگردان استاد حضور داشتند.
پيکر حق شناس بنا بر وصيت خودش، براي خاک سپاري به کلاردشت منتقل شد.
علي محمد حق شناس ظهر روز جمعه (10 ارديبهشت ماه) در سن 70سالگي در بيمارستان پيامبران درگذشت.


 نمايشگاه کتاب 

کتاب هاي بخش ناشران خارجي
در نمايشگاه تخليه شد

95 درصد محموله کتاب هاي عربي در انبارهاي مرکزي نمايشگاه کتاب تهران تخليه شده و 80درصد کتاب هاي پخش ارزي به ناشران تحويل داده شده است. به گزارش فارس، سيدحسن مطلبي، مسئول امور گمرکي بخش بين الملل بيست وسومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران با بيان اين مطلب به ستاد خبري گفت: 80 درصد بارهاي ارزي جهت کدگذاري به ناشران تحويل داده شده و 95 درصد محموله هاي عربي و لاتين هم در انبار مرکزي نمايشگاه تخليه شده اند.  وي با اشاره به اينکه عمده محموله کتاب هاي ارسالي در بخش بين الملل نمايشگاه از طريق زميني و دريايي دريافت شده اند گفت: 55 درصد محموله ها از طريق دريايي و 5 درصد هم از طريق هوايي و ريلي به بخش بين الملل نمايشگاه راه يافته اند.

 کانکس هاي کاغذ در نمايشگاه مستقر شدند

مسئول اجرايي شهرداري منطقه 7 درنمايشگاه بين المللي کتاب تهران از استقرار کانکس ها و خودروهاي ويژه بازيافت کاغذي در نمايشگاه کتاب تهران خبر داد.
عباس سهامي در گفت وگو با ستاد خبري بيست وسومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران گفت: 14 کانکس، 5 خودرو و 3 وانت سيار حمل کاغذ و مقوا در نمايشگاه تهران مستقر خواهند بود.  وي پيش بيني کرد، بر اساس تجربه سال هاي قبل، روزانه حدود 10 تن ضايعات بازيافتي غير از زباله ها از سطح محوطه نمايشگاه جمع آوري شود.

غرفه هاي کودک و نوجوان
به دستگاه بارکدخوان مجهز مي شوند

براي نخستين بار، برخي از غرفه هاي کودک و نوجوان بيست و سومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران به دستگاه هاي بارکدخوان مجهز مي شوند.  به گزارش فارس، نادر قدياني، رييس هيات مديره انجمن فرهنگي ناشران کودک و نوجوان در گفت وگو با ستاد خبري بيست و سومين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران گفت: امسال برخي غرفه هاي کودک و نوجوان نمايشگاه به دستگاه بارکدخوان مجهز هستند و تدابيري انديشيده شده که در غرفه هاي بزرگ بيش از يک دستگاه بارکدخوان فعال باشد. قدياني افزود: امسال علاوه بر اين در بخش کودک و نوجوان نمايشگاه، فضايي 40 متري براي ناشران طراحي شده تا آنها بتوانند نشست هاي تخصصي خود را در زمان هاي  مشخص برگزار کنند.  284 ناشر کودک و نوجوان  امسال حدود 30 هزار عنوان به نمايشگاه کتاب تهران مي آورند. قدياني همچنين گفت: وسعت بخش کودک و نوجوان و جدا بودن اين بخش از قسمت هاي ديگر، باعث کاهش ازدحام  و خريد آسانتر خواهد شد.