نسخه شماره 2343 - 1389/02/12 -


کارگران، معلمان و مشکلا ت بي پايان


 کارگران، معلمان و مشکلا ت بي پايان 
نويسنده : حميدرضا شکوهي

ديروز روز کارگر بود و امروز روز معلم است. در مورد اهميت و ارزش کارگران و ارج و قرب معلمان، بارها و بارها گفته و نوشته شده است و تکرار موضوعاتي از اين دست که کارگران و معلمان مشکلا ت معيشتي دارند و به فکر حل مشکلا ت آنها باشيد، تنها تکرار ملا ل آور مکررات است و اگر فايده اي هم داشت ، حتما تا به حال پس از سال ها گفتن و نوشتن در اين مورد اثرات و فوايد آن مشخص مي شد.
اما يک نکته را مي توان ذکر کرد که شايد کمتر تکراري باشد. کارگران اغلب به دليل کمبود درآمد رضايتي از شغل خود ندارند و همواره با کابوس عبارت «تعديل نيرو» که نام محترمانه اخراج است، روز را به شب مي رسانند.
اين از اثرات افزايش جمعيت هم هست که هيچگاه افزايش شغل متناسب با افزايش جمعيت نيست و به همين دليل، به ضرب تغيير تعريف افراد شاغل و مسايلي از اين دست، هنوز هم نرخ بيکاري تک رقمي نشده است. مشکلا ت معيشتي معلمان هم بر همگان روشن است.
حاصل افزايش جمعيت، افزايش تعداد دانشآموزان در مقاطع سني مختلف است و اين تعداد دانشآموز جديد، معلمان تازه اي مي خواهند تا ظرفيت کلا س ها از حد استاندارد فراتر نرود- که البته اغلب فراتر مي رود- و طبيعتا تامين حقوق و معيشت اين معلمان جديد هم بر مشکل تامين معيشت معلمان کنوني که  اغلب براي گذران زندگي شغل دوم دارند اضافه مي شوند.
هر چند که وزير آموزش و پرورش به تازگي وعده استخدام ده ها هزار معلم را داده که مغاير با سياست وزير قبلي آموزش و پرورش در مورد عدم افزايش نيرو است، اما مشخص نيست که حقوق اين معلمان از چه منبعي تامين مي شود و اگر هم تامين شود، مشخص است که بار مالي زيادي بر دولت تحميل مي کند.
در حقيقت، اشتغال زايي براي بيکاران و جلب رضايت کارگران فعلي، استخدام معلمان جديد و حفظ رضايت معلمان فعلي، همگي منوط به  تامين منابع مالي مورد نياز است و طبيعي است که هر چقدر جمعيت افزايش يابد، امکانات به تناسب همين ميزان کاهش  مي يابد چرا که امکانات، محدود است و متقاضيان نامحدود.
مشکلا ت فعلي کارگران و معلمان و... درحاليست که براساس خبري که ديروز اعلا م شده ايران در بين کشورهاي منطقه خاورميانه کمترين ميزان رشد جمعيت را داشته است.
حال فرض کنيد که کنترل جمعيت متوقف شود و باز هم جمعيت افزايش يابد.
در اين صورت، افزايش جمعيت چه وضعيتي براي کارگران و معلمان و... ايجاد مي کند؟
و پرسش  مهمتر اين که اگر کشور ما براي 150 ميليون نفر ظرفيت و امکانات دارد، پس اين همه مشکلا ت معلمان و به ويژه کارگران حاصل چيست؟