نسخه شماره 2329 - 1389/01/26 -


عشق ليلا يي با جنايت شيطاني


دادگاه کيفري براي خواستگار جنايتکار


بازگشت به زندگي از پاي چوبه دار


ماموريت انجام قتل از سوي فرشتگان


اخبار کوتاه


 عشق ليلا يي با جنايت شيطاني 

زن و مردي که به دنبال آدمکشي شيطاني در غرب تهران دستگير شده اند ديروز در دادسراي ناحيه 27 مجرم شناخته شدند.
به گزارش  ايسکانيوز;  ساعت 20:6 بامداد 30 آبان 88 يک رفتگر با ديدن پيکر مردي ناشناس که به نظر مي رسيد بر اثر برخورد ميله به سرش کشته شده بود ماجرا را با پليس 110 در ميان گذاشت. سپس بازپرس محمدحسين شاملو- کشيک وقت دادسراي امور جنايي پايتخت- به دنبال تماس تلفني افسران کلانتري 108 نواب به خيابان «هاشمي» رفت و رازگشايي معما آغاز شد.
عصر همان روز زن 35 ساله اي به نام «ليلا» به پزشکي قانوني رفت و جنازه شوهرش «ناصر» را شناسايي کرد. او مي خواست پيکر «ناصر» را براي خاکسپاري تحويل بگيرد که کارآگاهان به بازجويي پرداختند.
«ليلا» که خود را بسيار غمگين نشان مي داد ابتدا گفت هيچ اطلاعي از علت و نحوه مرگ شوهرش ندارد اما ضد و نقيض گويي او، شک پليس را برانگيخت و مشخص شد راز جنايت را در قلب خود دارد.
اين زن، سرانجام قفل سکوتش را گشود و گفت يکي از دوستان «ناصر» او را قرباني کينه جويي کرده است. در پي کشف کليد معما، متهم خيلي زود بازداشت و مشخص شد با «ليلا» رابطه پنهاني داشته است.
اين مرد ، در شعبه اول دادسراي ناحيه 27 تهران، رو در روي «ليلا» قرار گرفت و به آدمکشي اعتراف کرد.
بدين ترتيب زن جوان نيز به خيانت و معاونت در جنايت شيطاني، متهم و با صدور قرار قانوني روانه بازداشتگاه شد.ديروز قرار مجرميت «ليلا» و همدستش صادر شد و آنان به انتظار محاکمه نشستند. 


 دادگاه کيفري براي خواستگار جنايتکار 

کيفرخواست خواستگار کينه جويي که خانواده دختر مورد علاقه اش را به شيوه فيلم هاي عشقي- جنايي به گلوله بست در دادسراي لار صادر شد.
به گزارش ايسکانيوز;  رسيدگي به اين پرونده از شامگاه يکم شهريور 87 پس از آن در دستور کار قرار گرفت که رگبار گلوله، لرزه بر جان اهالي يکي از خيابان هاي شهرستان لار انداخت.
افسران اداره آگاهي که به آنجا رفته بودند با پيکر خونين مرد 50 ساله اي به نام "صادق- گ" رو به رو شدند و نوه هاي 20 و 22 ساله اش "ص- گ" و "ح- گ" را به نزديک ترين بيمارستان رساندند.اين دو جوان نگون بخت اما با وجود تلاش پزشکان تسليم مرگ شدند و شمار تلفات به سه نفر رسيد.
در آن بين، پسر 22 ساله اي به نام "ياور- ي" که کلاشينکف در دست داشت پنج عضو خانواده "صادق" را به گروگان گرفته بود.
"ياور" که حاضر نبود تحت هيچ شرايطي تسليم قانون شود به سوي ماموران تيراندازي کرد اما سرانجام در نبرد خونين، دست و پايش زخمي و وي بازداشت شد.بدين ترتيب گروگانان آزاد شدند و پسر تيرانداز پس از بهبودي نسبي تحت بازجويي قرار گرفت.
"ياور" گفت: عاشق دخترخاله ام هستم و چند بار به خواستگاري اش رفته ام.خاله ام اما نمي خواست من دامادش شوم و بي خودي جلوي پايم سنگ مي  انداخت. خواستگار سمج ادامه داد : وقتي تمامي راه ها را به رويم بسته ديدم به فکر انتقام افتادم و يک قبضه کلاشينکف تهيه کردم. هدف اصلي من انتقام از خاله ام بود اما در اوج خشم، سه عضو خانواده دختر مورد علاقه ام کشته شدند.
به دنبال اين اعتراف هاي تکان دهنده، صحنه جرم بازسازي و ديروز کيفرخواست به دادگاه کيفري استان فارس فرستاده شد.لحظه شماري براي محاکمه "ياور" در شرايطي آغاز شده است که شاکيان خصوصي اشد مجازات خواسته اند. 


 بازگشت به زندگي از پاي چوبه دار  

ديروز يک جنايتکار که به اشد مجازات محکوم شده بود در زندان "اوين" تهران به پاي چوبه دار رفت اما با جلب رضايت شاکيان خصوصي به زندگي برگشت.
به گزارش  ايسکانيوز;  پيکر خونين مرد 47 ساله اي به نام "حجت"22 دي  1380 در بوستان "بهاران" خزانه ، پيدا و تحقيق پليس دايره 10 اداره آگاهي پايتخت براي کشف کليد معما آغاز شد.
در آن بين، دوستان نزديک قرباني تحت بازجويي قرار گرفتند و "قاسم- ن" 33 ساله که پيشينه کيفري داشت در بن بست اطلاعاتي کارآگاهان لب به اعتراف گشود.
وي انگيزه جنايت را اختلاف بر سر معامله مواد مخدر عنوان کرد و به دنبال بازسازي صحنه جنايت، پرونده به شعبه 1608 دادگاه جنايي وقت تهران فرستاده شد. بدين ترتيب اين مرد خشن که دوست ديرينه خود را از زندگي حذف کرده بود به قصاص نفس- مرگ- محکوم شد و قضات ديوان عالي کشور، راي را تاييد کردند.
در مرحله اجرا، با وجود گذشت پدر قرباني از خونخواهي، مادرش اصرار به قصاص کرد.البته فرزندان "حجت" ديه خواستند اما "قاسم" که پولي نداشت در زندان ماند و 28 مرداد 88 با دريافت مهلت از پاي چوبه دار به سلول خود برگشت. بامداد چهارشنبه اين جنايتکار براي دومين بار در زندان "اوين" تهران به پاي چوبه دار رفت و در حالي که طناب مرگ را مقابل چشمانش مي ديد با جلب رضايت شاکيان خصوصي به زندگي برگشت. 


 ماموريت انجام قتل از سوي فرشتگان 

مردي قاتل در جلسه محاکمه مدعي شد که از سوي فرشته اي به نام «هموييل» مامور به انجام قتل بوده است. به گزارش  فارس، صبح 12 اسفند 83، مرد جواني با حضور در دادسراي جنايي تهران، اعلام کرد پدرش از روز قبل ناپديد شده است و تاکنون از وي خبري نيست.  تحقيقات براي بدست آمدن سرنخي از سرنوشت مرد ميانسال به نام ابوالقاسم آغاز شده بود که عصر همان روز پسر وي به دادسراي جنايي مراجعه کرد و مدعي شد شخصي با منزل آنها تماس گرفته و از پدرش خبر دارد.  وي ادامه داد: مرد ناشناسي با خانه ما تماس گرفت و مدعي شد که پدرم توسط افرادي نظامي بازداشت شده است. آن مرد از من خواست مقداري پول به او بدهيم تا پدرم را آزاد کند.  مرد جوان گفت: مرد ناشناس به ما اخطار داد که به هيچ وجه موضوع را به پليس اطلاع ندهيم و مبلغ 2 ميليون تومان را به صورت 700 هزار تومان حضوري و مابقي را توسط يک راننده به او بپردازيم.
آموزش هاي لازم به خانواده فرد مفقود شده داده شد و بعد از اينکه پول به راننده اي که از طرف فرد ناشناس آمده بود پرداخت شد، ماموران به تعقيب وي پرداختند تا محل اختفاي فرد ناشناس را پيدا کردند.  فرد ناشناس به نام مهيار 37 ساله، شناسايي و دستگير شد و در اولين بازجويي ها به ارتکاب قتل ابوالقاسم اعتراف کرد. مهيار انگيزه خود از ارتکاب قتل را اخاذي از خانواده مقتول عنوان کرد.  بعد از اعترافات مهيار، قرار مجرميت وي در دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده وي براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد.  آخرين جلسه رسيدگي به اين پرونده، ديروز در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران و به رياست قاضي حسن تردست برگزار شد.  در ابتداي جلسه، ذبيح زاده، نماينده دادستان به قرائت کيفرخواست صادره پرداخت و گفت: با توجه به مدارک موجود در پرونده مانند، اقرار متهم،  شکايت اولياي دم، نظريه پزشکي قانوني و گزارش مرجع انتظامي، بزه انتسابي به متهم محرز است و تقاضاي مجازات وي را دارم.
بعد از قرائت کيفرخواست توسط نماينده دادستان، اولياي دم در جايگاه قرار گرفتند و تقاضاي خود را قصاص متهم عنوان کردند.
در ادامه جلسه، مهيار در جايگاه قرار گرفت و در تشريح حادثه گفت: انگيزه سرقت و اخاذي به سرم زده بود. با مقتول آشنا شدم و از وي خواستم براي مدتي به عنوان راننده در اختيار من باشد. يک روز او را به خانه خود کشاندم و در يک زمان مناسب با چاقو، چند ضربه به گردن او زدم. جسد او را داخل حمام گذاشتم و آخر شب با ماشين خودش، او را به پارکينگ شهرري منتقل کردم تا بتوانم از خانواده اش اخاذي کنم.  مهيار، با تظاهر به ديوانگي و با بيان اينکه از سوي فرشته اي به نام «هموييل» اقدام به ارتکاب اين قتل کرده است، گفت: اين فرشته از من خواسته بود در اين جلسه حرفي نزدم. من هم از او خواستم 50 ميليون تومان به من بدهد تا حرف نزدم ولي وقتي به من پول نداد، من هم همه ماجرا را گفتم.  بعد از اظهارات متهم،  قاضي تردست، ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.


 اخبار کوتاه 

حکم اعدام سه متجاوز به عنف در بابلسر اجرا شد

شعبه اجراي احکام دادسراي بابلسر از اجراي حکم حد قتل (اعدام) سه نفر به اتهام تجاوز به عنف در صبح ديروز در يکي از ميادين اصلي بابلسر خبر داد.  به گزارش ايسنا، شعبه اجراي احکام دادسراي بابلسر همچنين درباره جزييات پرونده اعلام کرد: طبق راي شعبه دوم دادگاه کيفري استان مازندران، مجازات حد قتل (اعدام) "ع.الف"، 24 ساله،  مجرد، "م .و" 25 ساله مجرد و "الف . ت"، 25 ساله مجرد به اتهام مشارکت در آدم ربايي و تجاوز به عنف 13 دختر صبح ديروز در ملا» عام اجرا شد.  اين متهمان با استفاده از نسکافه مسموم دختران را بي  هوش کرده و پس از ربايش آنها را به ويلايي در درياکنار منتقل مي کردند، سپس آنها را مورد تجاوز قرار مي دادند. پس از طي مراحل قضايي در دادسرا، حکم اين متجاوزان به عنف در ارديبهشت ماه سال گذشته در دادگاه کيفري استان مازندران صادر و بعد از اعتراض متهمان پرونده به ديوان عالي کشور ارجاع شد و شعبه 27 ديوان عالي کشور نيز اين حکم را تاييد کرد.  تقاضاي عفو متهمان در کميسيون عفو ساري رد شد و قرار بود حکم حد قتل (اعدام ) اين سه متهم روز سه شنبه اجرا شود که به لحاظ اعلام نظر کميسيون عفو تهران به تعويق افتاد اما در نهايت با رد درخواست عفو از سوي اين کميسيون، حکم اين متهمان صبح ديروز قبل از طلوع آفتاب در محل وقوع جرم اجرا شد.

نفقه، مجري تلويزيون را دادگاهي کرد

يک مجري تلويزيون، با شکايت همسرش مبني بر عدم افزايش نفقه فرزند بعد از طلاق،  به دادگاه خانواده احضار شد. به گزارش  فارس، همسر يک مجري تلويزيوني با حضور در مجتمع قضايي خانواده، از همسر خود به خاطر عدم افزايش نفقه فرزندش شکايت کرد.  اين زن، به قاضي فريبرز مرداني رئيس شعبه 271 دادگاه خانواده، گفت: 7 سال قبل از همسرم جدا شدم و آن زمان قرار شد ماهانه 60 هزار تومان، به عنوان نفقه فرزندم به من بپردازد.  وي ادامه داد: بعد از گذشت اين مدت و با توجه به افزايش هزينه ها، از شوهر سابقم خواستم ميزان نفقه را افزايش دهد ولي مخالفت کرد، من هم به دادگاه آمدم تا از طريق قانوني موضوع را پيگيري کنم.  اين زن در ادامه اظهاراتش گفت: هزينه هاي نگهداري فرزندم سنگين شده است و او بايد حداقل ماهانه 200 هزار تومان بابت نفقه فرزندم به من بپردازد.  شوهر اين زن که مجري يکي از برنامه هاي سيما است،  در دادگاه حضور داشت و با بيان اينکه هزينه هاي زيادي را پرداخت مي کند قادر به پرداخت اين ميزان نفقه نيست، گفت: من حاضر به افزايش ميزان نفقه نيستم. اين موضوع بايد کارشناسي شود و من تنها نظر کارشناس را قبول دارم.  قاضي مرداني بعد از شنيدن اظهارات طرفين، پرونده را براي رسيدگي به کارشناسان مجتمع ارجاع داد تا درباره آن اظهارنظر کنند.

کلاهبرداري با کارت ايثارگري ارتش

مدير بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس نيروي زميني ارتش گفت: تعدادي سود جو در پوشش کارمند سازمان ايثارگران ارتش به بهانه پرداخت وام 2 ميليون توماني اقدام به کلاهبرداري از مردم عادي در سراسر ايران مي کنند.  سرهنگ احمد حيدري در گفت وگو با  فارس با بيان اينکه تعدادي سودجو در پوشش کارمندان سازمان ايثارگران ارتش به کلاهبرداري از مردم عادي در سراسر کشور مي پردازند، اظهار داشت: اين کلاهبرداران با طرح اين موضوع که براي مردم کارت ايثارگري ارتش تهيه مي کنند و مي توانند به آنها 2 ميليون تومان تسهيلات بانکي دهند، به اخاذي از مردم مي پردازند که تاکنون مبالغ کلاني از مردم اخاذي کرده اند.  وي ادامه داد: طبق گزارش هاي رسيده در همين راستا صبح سه شنبه اين کلاهبرداران در ميدان "سبز ميدان " ساري تعدادي کثيري فرم جعلي ايثارگري به مبلغ 12 هزار تومان در ميان مردم عادي توزيع کرده اند تا مردم بعد از تکميل فرم ها، آن را به اداره پست براي ادامه روند کار تحويل دهند.  مدير بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس نيروي زميني ارتش با اشاره به اينکه فرم هاي ايثارگري فقط به جامعه ايثارگران تعلق مي گيرد، تصريح کرد: متولي اصلي صدور کارت ايثارگري بعد از انجام تمام مراحل قانوني آن اداره بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس نيروي زميني ارتش است و هيچ مرجع ديگري در اين رابطه صلاحيت قانوني ندارد.